قوى و ارواح عالماند و جسم مثالى چه در مثال متصل و چه در مثال منفصل ، همه از مفارقاتاند كه آنها را مجردات نيز گويند . و گاهى براى تميز مفارقات از يكديگر وصف عقليه و نوريّه و مانند آنها را آورند و گويند مفارقات عقليه مثلا تا از مثل معلقه برزخيه تميز داده شوند . در فهم تبصره دقت بسزا لازم است تا دانسته شود كه اشباح و اشكال و مقادير مثالى برزخى خيالى از تجدّد مادّى و تصرّم طبيعى و امكان استعدادى و جهات عنصرى عارى و عالىاند ، لذا تنافى ميان اين دو حكم نيست كه هم اين اشباح برزخى و اجسام مثالى داراى اشكال و مقادير باشند ، و هم از جنس فوق اين نشأه يعنى از مجرّدات و مفارقات بوده باشند .
چنانكه اشارتى شده است در صحف و زبر پيشينيان فقط بحث از تجرد نفس به طور اطلاق شده است . تفصيل مذكور در تجرد نفس - أعنى تجرد مثالى برزخى آن در مقام خيال ، و تجرد تام عقلى آن ، و تجرد أتم فوق تجرد عقلانى آنكه عبارت از مقام لا يقفى آنست - در حكمت متعاليه يعنى اسفار اربعه عنوان شده است ، بدين شرح :
فصل ششم طرف دوم مسلك پنجم اسفار در بحث از تجرد برزخى نفس است ، و چهار حجت در اثبات آن آورده است . و عنوان فصل مذكور اين است : « فصل في أن المدرك للصور المتخيلة أيضا لابد أن يكون مجردا عن هذا العالم . . . » « 1 » .
فصل اول باب ششم نفس اسفار در بحث از تجرّد تام عقلى است ، و يازده حجّت در اثبات آن آورده است . و عنوان باب بدينصورت است : « الباب السادس في بيان تجرد النفس الناطقة الإنسانية تجردا تامّا عقليا . . . » « 2 » .
قيد « تجردا تاما عقليا » هم براى اخراج تجرّد غير تام است كه همان تجرد برزخى معبّر به تجرّد مثالى و خيالى نفس است كه گفته آمد ؛ و هم براى خارج نمودن تجرّد
هامش
( 1 ) . ج 1 ، ط 1 رحلى ، ص 316 .
( 2 ) . ج 4 ، ط 1 رحلى ، ص 63 تا ص 75 .