در بند دوازدهم « دفتر دل » در اين موضوع كه علم و عمل انسانسازند چند بيتى گفتهام :
تو هم كشت خودى هم كشتزارت * هر آنچه كشتهاى آيد بكارت
چو تو زرع خودى و زارع خود * ترا حاصل ز بذر تو است لابد
جزا نفس عمل باشد به قرآن * به عرفان و به وجدان و به برهان
بلى علم است كه انسانساز باشد * مر او را هم عمل دمساز باشد
چو علماند و عمل بانى انسان * هر آنكس هرچه خود را ساخت هست آن
، الخ .
« در پيرامون همين موضوع در كلمه شصت و هفت از كتاب هزار و يك كلمه گفتهام :
[ « قوله سبحانه :
يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ * وَ أُمِّهِ وَ أَبِيهِ * وَ صاحِبَتِهِ وَ بَنِيهِ
« 1 » ، به يك وجه معنى آن اين است كه انسانها باقتضاى ملكاتشان بصورتهاى گوناگون محشور مىشوند كه از اين امر تعبير به تمثّل أعمال و تجسّم أعمال مىشود چنانكه بتفصيل در دروس اتحاد عاقل به معقول ، و در عين 63 عيون مسائل النفس ، و شرح آن سرح العيون بيان كردهايم كه ملكات نفس موادّ صور برزخىاند .
دگرباره به وفق عالم خاصّ * شود اعمال تو أجسام و اشخاص
ملكات صالح بصورتهاى نيكو محشور مىشوند ، و طالحبرويهاى زشت ، بلكه بصور حيوانات مفترس و موحش و موذى كه يفرّ المرء من أخيه الخ .
هامش
( 1 ) . سورهء عبس : آيات 34 - 37 .