تقبل صورة بعد صورة أبدا من غير أن تضعف أو تقصر في وقت من الأوقات من قبول ما يطرى عليها من الصور ، بل تزداد بسبب الصورة الأولى قوة على قبول ما يرد عليها من الصور الأخرى ، و لهذه العلّة كلّما كان الانسان اكثر علوما و آدابا كان اكثر فهما و كياسة و أشد استعدادا للعلم و الاستفادة ، و هذه الخاصية مخالفة و مضادة لخواصّ الأجسام ، فليست جسما » .
ترجمه عبارت كشكول : هرجسمى مر او را صورتى - يعنى شكلى - است كه آن جسم صورت ديگر را نمىپذيرد مگر پس از مفارقت صورت نخستين از آن ؛ مثلا جسمى كه به شكل تثليث - يعنى مثلّث - است ، ممتنع است كه صورت تربيع - يعنى مربّع بودن را - يا اشكال ديگر را بپذيرد مگر پس از زوال شكل تثليث از آن . يا مومى كه رسم نقشى را پذيرفته است ، رسم نقش ديگر را نمىپذيرد مگر پس از زوال شكل تثليث بكلّى از آن .
پس اگر در آن جسم و موم چيزى از رسم اول باقى باشد رسم دومين را به نحو تمام و كمال نمىپذيرد ، بلكه آن دو رسم در آن جسم و موم مختلط و درهم مىشوند و هيچيك خودش را خالص نشان نمىدهد .
و اين حكم در همه اجسام استمرار دارد ، و حال اينكه ما خودمان را مىيابيم كه نفس ما صور جميع اشياء را از محسوس و معقول با همه اختلاف كه دارند به نحو تمام و كمال مىپذيرد بدون مفارقت و زوال شكل و رسم اوّل ، بلكه رسم اوّل به نحو تمام و كمال باقى است و رسم و شكل دوم را نيز به نحو تمام و كمال مىپذيرد ، و همواره صورتى را بعد از صورتى مىپذيرد بدون اين كه هيچگاه فتورى و قصورى از قبول آنچه كه بر او طارى مىشود به دو روى آورد ، بلكه به پذيرفتن صورتى براى پذيرفتن صور ديگر قوى مىشود و نيرو مىگيرد ؛ بدين سبب و علّت هرچه انسان علوم و آداب بيشتر داشته باشد فهم و كياست او بيشتر است ، و استعداد او براى علم و استفاده بيشتر شديدتر است ، و اين خاصيت مخالف و مضادّ خواصّ اجسام است ، پس نفس جسم نيست .
گنجينه گوهر روان (فارسى) — صفحة 189
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص١٨٩