تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه گوهر روان (فارسى) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
تجربى . » شيخ مىگويد : « اگر فرض كنى دفعة خلق شده‌اى خردمند و تندرست ، چشم و گوش بسته ، انگشتان و سائر أعضاء از هم دور و گسسته ، معلّق در هوايى آزاد كه درجهء حرارتش برابر درجهء حرارت بدن باشد ، در نهايت آرامش و سكوت مطلق ، البتّه در اين حال از همه چيز غافلى ، حتّى از اين كه جسمى و دست و پا و ديگر اعضاء دارى ، مگر از ذات خودت كه انسان در مستى و هشيارى و خواب و بيدارى از خودى خود غافل نيست ، پس نفس موجودى است غير بدن » . اين استدلال را بعينه در فلسفهء دكارت نيز مىيابيم ولى محقّقين از فلاسفهء اروپا مانند واليو
Valios
و فورلانى
Fourlani
معتقدند كه دكارت بآراء فيلسوف ايرانى اطّلاع يافته است و اين دليل تجربى را از او گرفته ، فورلانى « 1 » ( مقاله راجع بابن سينا و دكارت در مجلّه
( Islamica )
ثابت كرده است كه فيلسوف ( گليوم اوفرنى ) دو دليل كتاب ( الشفاء ) را در اين موضوع بلاتينى ترجمه كرده بوده است . دليل پنجاهم : « اگر نفس ناطقه جسمانى باشد و حلول داشته باشد در قلب صنوبرى يا در دماغ ، بايد نفس دائم التعقل باشد محلّ خود را يا هرگز تعقّل نكند آن را . أما اثبات ملازمه زيرا كه اگر صورت عينيّه آن محلّ كفايت كند در تعقّل عاقله آن را پس دائم التعقّل باشد آن را چه دائما صورت محلّ در نزد حالّ حاضر است ؛ و اگر كفايت نكند و صورت مساويه منتزعه از محل خواهد ممتنع التعقّل باشد زيرا كه موقوف بر اجتماع مثلين است و اين محال است و موقوف بر محال نيز محال است . و أما بطلان لازم بهردو قسمش بعلّت حقيقت واسطه ميانه دو شق منفصله زيرا كه
هامش
( 1 ) . مقاله راجع بابن سينا و دكارت در مجلّه( Islamica )ليبسيك 1932 مجلد 3 ، ص 53 - 72 .