تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه گوهر روان (فارسى) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
حالت بيدارى كه حالت قوّت بدن است هرگز چيزى را مشاهده نمىكند كه بعد از آن پديد آيد ، و چه بسيار كه بدن سست و ضعيف مىشود و قوه انسان در ادراك عجائب ملكوت زياده مىگردد ؛ بلكه جناب شيخ رئيس در رساله سعادت نفس كه پيشترك از آن نام برده‌ايم فرموده است : و إخبار مغيبات از ديوانگان صادر است بسبب آن‌كه مزاج دماغ اينان از حال طبيعى متغيّر مىشود لاجرم اينان را در مغيبات اطّلاع مىافتد و از غيب خبر مىدهند . دليل چهل و دوم : هرگاه نفس ناطقه كه محلّ صور مجرّده است جسم و متحيّز باشد ، يا هرجزء آن به صورت مجرده ملاصق است ، و يا هيچ جزء آن ملاصق صورت نمىباشد ، و يا بعضى از آن ملاصق و بعضى ديگر دور از صورت‌اند ، در حالت اوّل انقسام مجرّد ، و در حالت دوم عدم درك آن ، و در حالت سوم ترجيح بلا مرجّح لازم آيد . دليل چهل و سوم : جسم به حركت مستقيم بسوى محلّ طبيعى خود حركت مىكند و او را حركات مختلف نيست ، ولى نفس ناطقه داراى حركتهاى گوناگون است ، پس نفس ناطقه جسم نيست . بيان : در فلسفه مشاء ، حركت مستقيم اجسام ثقيل از علو به سفل ، و اجسام خفيف از سفل به علو ، به فلك محدّد الجهات اسناد داده شده است ؛ و لكن در حقيقت فرود آمدن اشياء سنگين از فراز به نشيب ، و صعود اشياء خفيف مانند دود و ابر و بخار و نظائر آنها از نشيب به فراز همه زير سر قوّه جاذبه زمين است ، به تفصيل و بيان تامّى كه در فلك أوّل - يعنى فصل أوّل - رساله « كلّ في فلك يسبحون » تقرير و تحرير كرده‌ايم . رساله ياد شده با نه رساله فارسى ديگر در يك مجموعه به اسم « ده رساله فارسى » مكرر بطبع رسيده است . اين رساله كريمه به نه فلك يعنى به نه فصل اتّساق و انتظام يافته است .