دارد ، و به سلطنت داشتن بر آن دو بر ساير قواى بدن نيز قاهر مىشود كه آنها را از افعالشان منع مىكند ، نه بمسالمت با آن دو قوه و به ترك معارضه با آن دو چون ديگر قوى ، يعنى قوه عاقله دو قوه غضب و شهوت را به حال خودشان نمىگذارد و با آنها بمسالمت و آشتى رفتار نميكند و ترك تعرض و معارضه با آن دو را روا نمىدارد ، بلكه آن دو را در تحت فرمان و حكومت و سلطهء خود مىگيرد و بواسطه آنان بر ديگر قواى بدن قهر و غلبه مىكند و آنها را از كارشان باز مىدارد يعنى نمىگذارد كه مطابق مشتهيات و خواهشهاى خودشان رفتار كنند بلكه آنها را مهار مىكند و از تجاوزشان جلوگيرى مينمايد تا رعايا و عمّال مملكتش در تحت فرمان او باشند و مسخّر او گردند تا بتواند نفس مطمئنّه شود چه آنگاه مطمئنّه مىشود كه مملكتش را از افراط و تفريط آحاد رعايا و عمّال و هرج و مرج ناشى از خودسريشان حفظ كند و گرنه نفس مضطربه است ، و چون مطمئنّه گرديد مخاطب بخطاب
يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ * ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ
مىشود .
خلاصه اين دليل اينكه آن قوّه قاهره بر اين قواى بدن غير از آنها است چه اين كه شيء اقتضاء ضدّش را نمىكند ، و ما مىبينيم كه قوّه عاقله يعنى نفس ناطقه آنها را بسوى آنچه كه خلاف خواهش طبيعتشان است وادار مىكند ، پس اين قوّه مانع غير از ممنوع است .
دليل سى و ششم : چنانكه در برخى از ادلّه گذشته گفتهايم فخر رازى در تفسير كبير مفاتيح الغيب « 1 » ، در ضمن آيه كريمه
وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي
« 2 » هفده حجّت يعنى هفده دليل بر اثبات روح انسانى و تجرد آن آورده است ، حجّت دهم آن اين كه :
هامش
( 1 ) . ط مصر ، ج 5 ، ص 450 .
( 2 ) . آيه 86 : سوره مباركه سبحان الذي اسرى . . .