حقّا كتابى بسيار ممتّع و در موضوع خود مغتنم است .
طنطاوى در كتاب نامبرده « 1 » گويد : « إن مدار كلّ دين على أمرين اثنين : وجود اللّه ، و بقاء الأرواح بعد الموت ؛ و لا فضل لدين إلّا بهذين فإذا لم يكونا فلا كفاءة لدين و لا فضل و لا مزيّة لنحلة ؛ بل تكون الحياة باطلة و هذا الوجود به غير مزية و لا ثمرة و هذا هو اليأس المبين » .
محمد فريد وجدى در دائرة المعارف و بخصوص در مادّه روح آن ، و در كتاب « الإسلام في عصر العلم » ، و بويژه در كتاب « على أطلال المذهب المادّي » ، در اين موضوع نيز مطالبى آورده است و كتبى را نام برده است ؛ و گفته است : « رأي الدكتور ( كروفورد ) الأنجيليزى في ذلك التنويم المغناطيسى يجب أن يأخذ مكانا عاليا من علم النفس » « 2 » .
گابريل دولان فرانسوى كتابى بنام ارواح نوشته است كه در سنه هزار و سيصد و ده هجرى شمسى در طهران بترجمه رضا قليخان صمصامى مهاجر رفيع الملك چاپ شده است ؛ در صفحه بيست و يك آن گويد : « امروز بطور محقّق ثابت گرديده كه انتقال خيال و روشنبينى چه در حال خواب و چه در حال بيدارى ، و مشاهدهء وقايع آينده از جمله مطالب و حقائقى است كه هيچ شكّ و ترديدى در آنها باقى نمانده است ، و تمام اين مسائل كه جديدا شناخته شده از خصائص و متعلّقات روح است و نمىتوان از هيچ جهت منتسب به بدن مادى نمود .
بالاتر از اين اكتشافات كشف جسمى است الطف از بخار كه علماى روحى اسم آن را پريسپرى
perisprit
گذاردهاند ، و اين همان جسمى است كه در تمام أعصار معروف ، و هر قومى نامى بر آن نهاده بودند : هندوها او را لنگاشاريرا
lingasharira
مىگفتند ، عبرىها نفسف
nephesph
، مصرىها
ka
، يونانىها
هامش
( 1 ) . ص 15
( 2 ) . ط مصر - ج 3 - ص 9 .