دليل بيست و هشتم : مشاهده عجائب و ادراك معارف و نيل بمغيبات و تحصيل علوم خفيّه ماوراى طبيعت در عالم رؤيا است .
بيانش اين كه نفس ناطقه انسانى هيچگاه نميخوابد و مطلقا مظهر لا تأخذه سنة و لا نوم است ، و نوم همانا كه نوم حواسّ و بدن است ، و نفس در وقت نوم ترك استعمال حواسّ مىكند و در ذات خود متمركز مىشود و در عين حال علاقه و ارتباطش را با بدن بكلّى قطع نمىكند بلكه از سعهء وجودى خود بدن را نيز متصرّف است و بدان تعلق دارد ، و نفس هيچگاه بىبدن نيست و بدنش مطلقا در هر نشأه به وفق احكام و أحوال آن نشأه مرتبه نازله نفس ناطقه است ، در اين موضوع به دو نكته 217 و 517 كتاب ما هزار و يك نكته رجوع شود .
و چون نفس در اين نشأه ترك استعمال حواس كند يعنى نعمت خواب فراپيش آيد به بسيارى از امور غيبى دست مىيابد و ادراك حقائقى مىكند كه در بيدارى برايش ميسّر نبود زيرا حواسّ ويرا سرگرم به اين نشأه مادّى ميداشتند ؛ پس اگر نفس چون بدن در خواب بود يعنى از جسم و قواى جسم بود و در مقابل بدن براى خود استقلال نمىداشت بتعطيل بدن در كار نمىبود و ادراك آنگونه مغيبات نمىكرد و بر آن علوم مكنونه دست نمىيافت و از آن ادراكات خود لذّت نمىبرد .
كمتر كسى باشد كه در دوران عمر خود از ناحيه خواب امور عجيبهاى برايش پيش نيامده باشد و كشف حقيقتى نكرده باشد . اين مطلب پوشيده نيست كه چهبسا آدمى در خواب بمطالبى پى ميبرد كه اصلا در بيدارى خيالش را نمىكرد و حرفش را نميزد .
اى عزيز نكته دهم كتاب ما به نام « هزار و يك نكته » در عداد رسالهاى محسوب است كه حائز امّهات و اصولى رصين و وزين ، و لطائف و طرائفى شيرين و دلنشين در موضوع رؤيا - أعنى خواب - است . و بدان كه خواب و حالت احتضار و تنويم مغناطيسى و حالات غشوه و وحشت و دهشت و صورت توجّه در عرفان عملى ، و حالت غيبت ، و خلسه ملكوتيه و أمثال آنها هيچيك موضوعيّت در تمثّل صور مثالى
گنجينه گوهر روان (فارسى) — صفحة 140
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص١٤٠