تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه گوهر روان (فارسى) — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١
در صقع نفس ندارد ، و آنكه موضوعيّت دارد انصراف از تعلّقات است - مگر آن نفس كاملى كه حضرتى او را از حضرتى بازنمىدارد ، و مظهر اسم شريف يا من لا يشغله شأن عن شأن گرديده است - ؛ پس اگر در بيدارى انصراف حاصل شود تمثّل و تمثّلات و نزل و تنزّلات بهتر از خواب عائد انسان مىگردد و مراقبت مفتاح است ، فتبصّر . غرض اين كه همان‌گونه انسان در خواب بسبب إعراض از اين نشأه و ترك استعمال حواس و بدن كه همه حجاب وى از توجّه بشطر اقليم نور بودند به حقائق ما وراى طبيعت دست مىيابد ، در بيدارى نيز اگر حواسش وى را به خود مشغول نكنند بارى تعالى از نور و رحمتش بر او افاضه مىكند و بمغيبات و اسرار مكنونه مطّلع مىگردد . جناب شيخ اجلّ ابن سينا - رضوان اللّه عليه - در فصل يازدهم رساله فارسى در « تقسيم نفوس » فرمايد : « نفس انسانى مستعدّ است قبول علم را از جواهر عقل و نفوس سماوى براى آن‌كه هيچ حجاب نيست از جانب آنان ، أما حجاب كه هست از قابل است ، هرگه كه حجاب از جانب قابل مرتفع شود بفرائض علوم و سعادات كامل ؛ و نفس انسانى چون شريف شود حواسّ وى را بمدركات خود مشغول نتوانند گردانيد ، در حال بيدارى وى را افاضات علمى چنان حاصل شود كه ديگران را در خواب . تبصره : از همين قبيل است تنويم مغناطيسى و ارتباط به ارواح كه در اين اوان جهانگير شده است و بسيارى از دانشمندان از مسلمانان و غير آنان در اين موضوع كتابها نوشته‌اند ، و وقايعى را كه براى آنان و يا براى ديگران از اين راه پيش آمده است جمع و تأليف كرده‌اند ، و از آنها به استقلال روح و بقاى آن بعد از اضمحلال بدن پى برده‌اند ، و به پاداش و كيفر أعمال در عالم ديگر استدلال كرده‌اند . شيخ طنطاوى جوهرى صاحب تفسير ، كتابى در اين‌باره به نام « الأرواح » نوشته است ، و در آن هر مطلب را بآيات و اخبار تأييد كرده است و شاهد آورده است ، و