تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه گوهر روان (فارسى) — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨
عقل الإنسان تعقل ذاتها و البدن الذي هو آلتها و سائر أجزائه و أعضائه التى هى آلات خاصّة لكلّ صنف من افعالها » « 1 » . ترجمه : هيچيك از قواى جسمانى - قواى ظاهر و باطن حواس - نه مدرك ذات خودشانند و نه مدرك آلاتشان ، و حال اين كه نفس ناطقه كه همان عقل انسان است هم ذاتش را تعقل مىكند و هم بدنش را كه آلت اوست ، و همچنين همه اجزاء و أعضايش را كه آلات خاصّه‌اند براى هرصنفى از افعال خودشان . تبصره : اين دليل را شيخ رئيس پيش از ابو البركات در اشارات و شفاء آورده است ، أما در اشارات حجّت سوم نمط هفتم در تجريد است ؛ و أما در شفاء برهان ششم فصل دوم مقاله پنجم كتاب نفس آنست « 2 » ، و عبارتش در اشارات اين است : « زيادة تبصرة : ما كان فعله بالآلة و لم يكن له فعل خاص لم يكن له فعل في الآلة ، و لهذا فإنّ القوى الحساسة لا تدرك آلتها بوجه ، و لا تدرك ادراكاتها بوجه ، لأنها لا آلات لها إلّا آلاتها و ادراكاتها ، و لا فعل لها إلّا بآلاتها ، و ليست القوى العقلية كذلك فإنّها تعقل كلّ شيء » . اين عبارت دليل جناب شيخ - رحمة اللّه عليه - را حضرت استاد علّامه شعرانى - رضوان اللّه عليه - در شرح تجريد به فارسى « 3 » بدين صورت ترجمه و بيان فرموده است : « دليل سيم ابن سينا آنست كه هيچ آلت جسمانى خود را درك نمىكند زيرا كه از خود فشار نمىبيند و دست حرارت خود را نمىيابد ، أما عاقله همه چيز را ادراك مىكند حتى خود را ، و اگر در آلتى بود البته خود را درك نمىكرد . و اگر گوئى همه كس قوه عاقله را درك نمىكند بلكه بعضى منكر چنين قوه هستند ؛ گوييم ادراك
هامش
( 1 ) . معتبر - ط حيدر آباد دكن هد - ج 2 - ص 357 . ( 2 ) . ص 296 بتصحيح و تعليق راقم . ( 3 ) . ط 1 - ص 251 .