غبار هذه الهيئات كما يخرج الجنين من القرار المكين ، و كما قال تعالى :
قُلْ يُحْيِيهَا الَّذِي أَنْشَأَها أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ هُوَ بِكُلِّ خَلْقٍ عَلِيمٌ »
، و قوله تعالى :
« الَّذِي جَعَلَ لَكُمْ مِنَ الشَّجَرِ الْأَخْضَرِ ناراً فَإِذا أَنْتُمْ مِنْهُ تُوقِدُونَ »
دليل ظاهر و مثال بيّن » انتهى كلام الغزالي .
ليكن چنانكه مكرّر اشاره به آن كرديم تجرّد خيال نيز چون وجود مثال در نظر عقل خيالى مىنمايد و قيام صور متخيّله بذات خود بلا محلّ در آينه برهان صورتى ندارد چه تخصيص مراتب أقدار مساحيّه در طبايع جسمانية مستند بمادّه است ، و تميز أجزاء فرضيّه متباينه بحسب وضع در صور مقداريه موقوف بر محلّ مادّي .
و أما تناسخ هيچكس از حكماى مشّائين بجواز آن نرفته ، و مجدّترين ناس در ابطال تناسخ ارسطاطاليس - شكر اللّه سعيه - و اتباعش از قدماى مشائيه اسلامند ، و مجدّترين مردم در وقوع تناسخ حكماى هند و چين و بابل ، و بزعم شيخ اشراق و اتباعش قدماى حكماى يونان و حكماى فارس و مصر جميع قائل ( مائل - خ ) بتناسخاند در نفوس اشقياء مطلقا فقط على اختلاف في ما بينهم في تجويز الانتقال من نوع إلى نوع و عدمه . و بعضى قائل نيستند بجواز انتقال از بدن انسان به بدن حيوان ديگر . و بعضى قائلاند بجواز آن لكن قائل نيستند به انتقال از حيوان به نبات . و بعضى ديگر قائلاند بجواز انتقال از حيوان به نبات و از نبات به جماد ، ليكن همه متفقاند در قول بخلاص نفوس بالأخرة از تردّد در ابدان عنصريه و اتّصال بعالم افلاك يا بعالم مثال ، و اين تردّد در ابدان عنصريّه نزد اين جماعت عقوبت و عذاب و جهنّم نفوس شريره است ؛ اين است تناسخى كه از جمله منسوبين حكمت قائلاند به آن . و أما قول بدوام تردد نفوس مطلقا در ابدان عنصريه و عدم خلاص از آن مذهب جماعتى است كه قايل به حكمت و توحيد و به حشر و نشر و ثواب و عقاب مطلقا نيستند ، و اين طائفه اردء طوائف اهل تناسخاند ؛ و ما بتوفيق اللّه تعالى و فضله سابقا تقرير ادله بطلان تناسخ مطلقا به نحوى كرديم كه ناظر در آن را جاى شبهه نماند إن شاء اللّه العزيز » .
اين بود گفتار محقق لاهيجى در اين مقام ؛ ولى چنان كه تقديم داشتيم بحث