مثال نيست بلكه بر امتناعش هست » اين برهان را در بحث ابطال خلأ عنوان كردهاند ؛ به آخر نمط اول اشارات شيخ رئيس آنجا كه گويد : « اشارة إنك تجد الأجسام في أوضاعها تارة متلاقية . . . » رجوع شود .
پوشيده نماند كه تمثّل صور و أشباح أشياء در نفوس فلكيه باز مثل معلّقه أعنى عالم مثال متصل است ، و اتصال نفوس ناطقه انسانى بدانها و مشاهده آنها باز يك نحو ادراك عالم مثال متصل در صقع نفس ناطقه انسانى است و حال اينكه مثال اكبر آنست كه صور آن قائم بذات خود باشند نه به مدركى خواه آن مدرك از نفوس فلكيه باشد و خواه انسانيه چنانكه از گوهر مراد نقل كردهايم .
دو رساله مثل و مثال (فارسى) — صفحة 221
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص٢٢١