فصل دوم
در معنى مثل افلاطونى و اثبات آن بحث كردهايم و بايد بتحقيق بحث كنيم كه عالم مثال منفصل چيست ، و عالم مثال متّصل كدام است ؟ آيا مىشود كه اينها عوالمى در طول هم بوده باشند ؟ نحوه اثبات عالم مثال منفصل چگونه است ، و چه چيز ايجاب كرده است كه قائل بدان شدند ، علاوه اين كه آن را به نزولى و صعودى تقسيم كردهاند ، و تصريح كردهاند كه عالم مثل غير از عالم مثال است از آن جمله جناب ملّا عبد الصمد همدانى در كتاب گرانقدر بحر المعارف « 1 » فرموده است : عالم مثال غير از مثل افلاطونيه است ، و همچنين عالم بزرگوار ديلمى در محبوب القلوب ، و محقق لاهيجى در گوهر مراد ، و غيرهم في غيرها .
قطب شيرازى در شرح حكمت اشراق « 2 » دليل شيخ إشراق را در اثبات عالم مثال چنين تقرير كرده است كه ما آن را نقل به ترجمه مىكنيم « 3 » :
« صور خيالى در أذهان موجود نيست زيرا كه انطباع كبير در صغير ممتنع است ؛ و نيز در اعيان موجود نيست و گرنه هر سليم الحس بايد آنها را ببيند ؛ و عدم محض
هامش
( 1 ) . ط 1 ، چاپ سنگى - ص 414
( 2 ) . چاپ سنگى - ط 1 - ص 470
( 3 ) . الصور الخيالية لا تكون موجودة في الأذهان لامتناع انطباع الكبير في الصغير ، و لا في الأعيان و إلّا يشاهدها كلّ سليم الحسّ ، و ليست عدما محضا الخ .