تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دو رساله مثل و مثال (فارسى) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥
قوّه خيال را چون آينه و ديگر مرايا وسيله ارتباط نفس ناطقه به اشباح عالم مثال منفصل كه از آنها تعبير به صياصى معلّقه كرده است دانسته است . صياصى جمع صيصيه است و آن در اصل به معنى هرچه كه با آن خود را حفظ كنند مىباشد لذا حصن را كه قلعه است و به فارسى دژ گويند ، و شاخ گاو و آهو و جز آنها و شوكه خروس را صيصيه گويند ؛ و كأنّ بدن حصن نفس ناطقه است از آن تعبير به صيصيه كرده است ؛ حق تعالى در سوره مباركه أحزاب قرآن كريم ( آيه 27 ) فرمايد :
وَ أَنْزَلَ الَّذِينَ ظاهَرُوهُمْ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ مِنْ صَياصِيهِمْ
يعنى من حصونهم . جناب استادم معلّم عصر علّامه شعرانى در تعليقه‌اش بر اسرار الحكم متألّه سبزوارى « 1 » فرمود : « صيصيه دژ و قلعه را گويند و صياصى جمع آن است و مراد از آن قالب و بدن است ، و چون نفس را نور اسفهبد گفتند و آن را چون سردار لشكرى انگاشتند و قوى را لشكريان او ، لابد بدن هم بمنزله قلعه است » . معلّقه بودن آنها بدين سبب است كه ما بين دو عالم مادّى صرف كثيف و عالم مجرد محض لطيف قرار گرفته‌اند و تجرّد برزخى دارند ، نه برزخ باصطلاح شيخ اشراق زيرا كه وى در حكمت اشراق مكرّر در مكرّر از جسم تعبير به برزخ مىكند و از اجسام به برازخ ، بلكه برزخ به معنى واسطه بين عالمين : عالم محسوس مقدارى ، و عالم جوهر مجرّد عقلى است . و اشباح برزخى خيال متّصل را كه صور معلّقه مىگويند نيز به همين مناسبت است كه واسطه بين بدن و عقل است ، چنان‌كه خواجه طوسى در شرح فصل هفتم نمط سوم اشارات تعبير به صور معلّقه كرده است . دليل مذكور از حكمت اشراق در اثبات عالم مثال اكبر كه عالم بين العالمين در وعاى خارج از ادراك نفس در نظام كيانى عالم بوده باشد بىدغدغه نيست . چرا
هامش
( 1 ) . ط 1 ، چاپ سنگى ، ص 213