للزّمان « 1 » .
خلاصه سرمد روح دهر است و دهر روح زمان . جناب مولى صدرا در اسفار در بيان و تفسير قول مذكور كه بعضى زمان را جوهر مفارق عقلى دانستهاند فرمايد :
« و من ذهب إلى أنه جوهر مفارق عن المادّة كأنه أراد به الحقيقة العقلية المفارقة لهذه الصورة الطبيعية التي تتقدّر و تمتدّ بحسب وجودها التجدّدى المادّى لا بحسب وجودها العقلى الثابت في علم اللّه سرمدا » ، و اين تفسير همانست كه متألّه سبزوارى آن را به روح و جسد تعبير كرده است .
مثل دهر با زمان مثل صورت كلّيه معقوله زمان در ذهن ما است با زمان متدرّج خارج كه در حقيقت بنابر حركت جوهريه مقدار سيلان طبيعت است جز اينكه اين صورت معقوله با زمان خارجى معيّت وجوديّه ندارد و علّت آن نيست ، أمّا آن صورت عقليّهاى كه جوهر مفارق در طول زمان و علّت او است كه همان روح زمان و زمان جسد او است ، معيّت وجوديّه دارد . غرض از اين تنظير ثبات مطلق صورت معقوله و تجدّد زمان خارجى است .
تبصره : دانسته شد كه دهر روح زمان و علّت آنست و حقيقتى عقلى مفارق از طبيعت است ، بنابراين در موارد بسيارى كه از زبان اهل بيت عصمت و وحى به زمان مانند مخاطبه با ذوى العقول خطاب مىشود بايد به لحاظ خطاب به اصل و مبدأ زمان بوده باشد كه از مفارقات نوريه و از دار آخرت است ، و دار آخرت حيات و شعور است ، قوله سبحانه :
وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ
« 2 » .
از باب مثال دعاى چهل و پنجم صحيفه سجّاديه در وداع شهر رمضان است ، در اين دعاء امام عليه السّلام خطاب به ماه مبارك رمضان مىكند و چندين بار او را سلام مىكند و او را وداع مىنمايد و مىفرمايد : السلام عليك يا شهر اللّه الاكبر و يا عيد أوليائه ،
هامش
( 1 ) . نقل از قبسات - ص 8 چاپ سنگى
( 2 ) . سورهء عنكبوت : آيهء 65 .