صور باقى غير داثر و غير متغيّر است اگرچه اشخاص زمانى و مكانى تغيّر يابد و زوال پذيرد ( ذكر المعلم الثانى ابو نصر الفارابى في مقالته المسماة بالجمع بين الرأيين أن مراده من المثل هو الصوّر العلمية القائمة بذاته تعالى علما حصوليا لأنها باقية غير داثرة و لا متغيّر و إن تغيّرت و زالت الأشخاص الزمانيّة و المكانية ) « 1 » .
عبارات فارابى را در رساله مذكور ملاحظه فرموديد ؛ سخن از علم حصولى بودن صور علميه در ذات حق تعالى نبود ، و شايد آخوند از قرائن گفتههاى فارابى در رسائل ديگرش چنان استفاده كرده باشد . و در السنه نيز سائر است كه مشّاء علم حق تعالى را به خلق ، ارتسامى مىدانند كه همان علم حصولى است چنانكه مرحوم متألّه سبزوارى در حكمت منظومه و أسرار الحكم صريحا نقل كرده است ، و در أسرار الحكم « 2 » فرمود : فصل ، در علم ذات اقدس است بما سوى و در آن اقوالى است : يكى قول بعلم حصولى و صوريست كه مشاءون حكماء بسوى آن رفتهاند و مذهب شيخين ابى نصر و رئيس حكماى اسلام ابى على بن سينا است الخ .
و جناب شيخ رئيس در نمط هفتم اشارات از فصل سيزدهم تا خود فصل بيست و دوم آن در علم بارى بجميع ما سوايش بحث كرده است ؛ و جناب خواجه طوسى در شرح اشارات نيز از گفتههاى شيخ علم حصولى استفاده كرده است ، منتهى علم حصولى فعلى نه انفعالى ، چنان كه در شرح فصل سيزدهم و هفدهم نمط مذكور به اين مطلب تصريح فرموده است . و در شرح فصل هفدهم صريحا اعتراض بر شيخ كرده است ؛ و خودش در علم بارى بما سوى تقريرى ديگر دارد .
و نيز جناب شيخ در فصل ششم مقالهء هشتم إلهيات شفاء « 3 » ، و در إلهيّات
هامش
( 1 ) . ط 1 - چاپ سنگى ص 108
( 2 ) . ص 67 بتصحيح و تعليقات استاد علّامه شعرانى قدّس سرّه
( 3 ) . ط 1 رحلى - ج 2 - ص 589