تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دو رساله مثل و مثال (فارسى) — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧
بل الحق الحقيق بالتصديق في هذا المقام حسب ما ألهمنى اللّه تعالى به أن هذه الصورة المقدارية لنا ( يعنى بها الصور الخياليّة أنّما هى موجودة بايجاد النفس لها لقبول النفس إيّاها و ليست هى قائمة بالنفس قيام الأعراض و الصور لموضوعاتها و موادّها ، بل قيام الأشياء الموجودة بمقيمها و فاعلها ؛ و ذلك سرّ الهى في النفس حيث أبدعها اللّه تعالى مثالا له تعالى ذاتا و صفة و أفعالا ، الخ « 1 » ؛ ولى صور علميّه كلّيه ، عقول كلّيه است كه نفس بوجودات خارجيه عقليه آنها مىرسد و نائل مىشود ؛ و چون اين عقول مفارقه بحسب وجود اقواى از نفس‌اند نمىشود آنها را مثل صور علميه جزئيه از منشئات نفس دانست تا نسبت به نفس قيام صدورى داشته باشند بلكه نفس نسبت به آنها مظهر است چنان كه در اوّل مصدر ؛ و اين صور علميه كلّيه همان مثل‌اند كه عقول مفارقه قائم بذات خود و ارباب انواع‌اند . غرض اين است كه منكرين مثل را رسد كه به قائلين مثل بگويند ما كه علم را بانتزاع و تجريد و تقشير مىدانيم ؛ و شما كه به مصدر بودن نفس در علوم جزئيّه حسيّه و خياليّه بلكه اشبه بفاعل مخترع از قابل متّصف بودن ، و مظهر بودن آن در علم بصور كلّيه معقوله مىدانيد ، هر دو متّفقيم كه نفس از خروج نقص بكمال مخرج مىخواهد ، و آن مخرج بدون هيچ شكّ و ترديد مفارق علمى است كه وعاء علم بلكه بحسب وجود عين علم است و نسبتش با همه يكسان و باستعداد نفوس مستعدّه فيض مىبخشد زيرا مادّه و مادّيات مطلقا ظرف علم نمىتوانند باشند تا چه رسد كه معلّم مكمّل بوده باشند ؛ و استاد و كتاب و فكر و مطالعه و بحث و درس و رياضت همه معدّاتند ، پس مفيض فقط مفارق عقلى است و هرچه نفس اشتداد وجودى پيدا مىكند با آن اصل مخزن سنخيت بيشتر تحصيل مىكند و آثار وجوديش شديدتر و قوىتر مىشود ؛ و آن مفارق را به اين عنوان كه مخرج و مكمّل است
هامش
( 1 ) . مشهد أول مفتاح ثالث مفاتيح الغيب - ط 1 - ص 521