تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دو رساله مثل و مثال (فارسى) — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠
شده است ، از آن جمله در فصّ يوسفى « فصوص الحكم » آمده است :
إنّما الكون خيال و هو حقّ في الحقيقة * كلّ من يفهم هذا حاز أسرار الحقيقة
و عارف بزرگوار ملّا عبد الرزّاق كاشى در شرح آن فرمايد : « كلّ ما ورد من الأمر الّذي له صورة معيّنة في نفسه فظهر في صورة أخرى غيرها فهو من عالم الخيال » و خيال بمعنى مثال است ، و اين همه خيالها كه حقائق عالم شهادت‌اند وجود عقلى و جمعى در عالم عقلى دارند كه اين قبض است و آن بسط ؛ و كثرات عقليه مطلقه عقول عرضىاند نه طولى كما لا يخفى ، و كثرت در وحدت وجود عقلى است نه كثرت و امتياز عددى و وضعى . شايد اين نكته اهل بصيرت را طريقى و تنظيرى براى راه يافتن به مثل إلهى باشد كه اساطين حكمت متعاليه قديما و حديثا در اثبات آن بحثها كرده‌اند و دليلها إقامه نمودند . تبصره : در بادى نظر سؤالى درباره مثل پيش مىآيد كه آيا هر نوعى از انواع متأصّله اين نشأه را كه فرد نورى عقلى بنام مثل و ارباب أنواع است ، آيا كثرت عددى دارند كه هر يك به هويّت و شخصيّت خود ممتاز از ديگرى است - يعنى همچنان‌كه در اين نشأه افراد يك نوع از افراد نوع ديگر به صورت نوعيّه و عوارض مشخّصه ممتاز است ، و انواع اين نشأه مادّى در عرض هم‌اند ، آيا در آن نشأه هم هر فردى نورى عقلى يعنى هر ربّ النوعى با ربّ النوع ديگر به همين صورتى كه در اين نشأه دارند ممتاز از يكديگر و در عرض هم‌اند كه آنها را عقول عرضيه مىگويند ، جز اين كه با اين تفاوت كه اين مادّى است و آن مجرّد از مادّه ، و يا بنحو ديگر است ؟ در جواب اين سؤال بايد تأمل و دقّت بسزا كرد ، زيرا كثرت عددى مفارقات و عقول عرضيّه ممتاز از يكديگر در قوس نزول كه مادّه در آن دخالت ندارد خالى از اشكال نيست چه اين كه مفارقات محضه بودن با امتياز عددى و وضعى داشتن مناقض است ؛ بلكه انواع در عالم ابداع منحصر در فرد واحدند زيرا آنچه كه منشأ تعدّد است مادّه است و مفارقات محضه از مادّه منزّه‌اند ، و به تعبير برهان المتألّهين