همچنين صور خيالى را كه هر قوّه و وعاء إدراك را با مدرك او يك نحو سنخيّت است .
قوّه خيال دستگاه صورتگرى نفس ناطقه است ، معانى و حقايق كلّيه و جزئيّه بدون تجافى در قوّه خيال تنزّل پيدا مىكند و به صورتى خاصّ در مىآيد ؛ يعنى هر معنى را در هنگام صورتگرى بمناسبتى محاكاتى مخصوص در كارخانه خيال است ، مثلا علم به صورت شير خوراكى ترسيم مىشود ، و عداوت به شكل مار تصوير مىگردد چنانكه در كتب تعبير منامات تا حدّى بيان شده است ، و مىدانيم كه خيال قائم بنفس و شأنى از شئون اوست ، و همچنانكه صور كلّيه و طبايع مجرّده عقليه بدون تجافى از مقام شامخشان در صقع قوّه خيال تجلّى مىكنند و تمثّل مىيابند بطورى كه اگر خيال را تجرّد تام بدهيم صورت عقلى مىگردد ، و اگر صورت عقلى را تجرّد برزخى بدهيم خيال ، كه صورتى در زير دارد آنچه در بالاستى ، و صورت زيرين اگر با نردبان معرفت بر رود بالا همان با اصل خود يكتاستى ، همچنين اين عالم شهادت مطلقه كه مصوّر بصورتهاى گوناگون أفراد انواع بيشمار است خيال و مثال عالم عقلى است ، و هر صورتى در عالم شهادت مطلقه از حقيقتى كه در اصل و خزانه خود أعنى مبدع اوّل كه عقل كلّش نيز گويند بنحو وحدت جمعى مستكنّ است ، حكايت مىكند ، إذا كان العقل كان الأشياء ، امام امير المؤمنين حضرت وصيّ علي عليه السّلام فرمود :
« إنّ لكلّ ظاهر باطنا على مثاله » « 1 » .
در مادّه « مثل » سفينة البحار آمده است كه : « روى عنهم عليهم السّلام أنّ في العرش تمثال ما خلق اللّه من البرّ و البحر و هذا تأويل قوله تعالى : و إن من شيء إلّا عندنا خزائنه » « 2 » ، لذا در زبر ارباب شهود و معارف عالم صورت أعنى عالم شهادت مطلقه تعبير به خيال
هامش
( 1 ) . خطبه 52 نهج البلاغة ، ص 124 ط تبريز
( 2 ) . سورهء حجر : آيهء 22 .