و بديهى است كه اين عوالم در طول هماند ؛ و هر مرتبه بعد ، آيت مرتبه قبل خود است ، و قاعده امكان اشرف در اين موضوع به خوبى ناطق است .
در تفسير فرات كوفى در ضمن سوره قدر از امام به حق ناطق جعفر بن محمّد صادق عليه السّلام روايت نقل شده است كه صديقه طاهره ليلة القدر است « 1 » ، اين مطلب بسيار مهمّ است ، قرآن در ليلة القدر نازل شده است ، و امام صاحب عصمت قرآن ناطق است كه وعاء حقائق قرآنيه است ، و مىدانيم كه يازده قرآن ناطق در اين ليلة القدر نازل شده است ، و شايد اسرار ديگر نيز در اين نكته عليا نهفته باشد . و دور نيست كه مراتب وجودى انسان باعتبار نزول تعبير بليالى شود ، و باعتبار صعود تعبير به أيّام ؛ و ليلة القدر را از عالم طبع تا عالم عماء غيبى مظاهر و مراتب در طول هم بوده باشد و دانى آيت عالى و هر مرتبه را حكمى خاصّ باشد ؛ و همچنين ساعت و ماه و سال و قبض و بسط و نفخ و صور و علم و حيات و آب و آتش و همهء معانى اسماء و الفاظ اين نشأه كه در عوالم ما فوق آن در طول اين معانى قرار گرفتهاند ، و هر دانى آيت عالى است .
ظلال و اصنام بودن افراد انواع متأصّلهء طبيعى از اصل عقلانى ، و حكايت هيئات و نسبتهاى جسمانى از هيئات نورى و نسبتهاى روحانى بمثابت الولد سرّ أبيه است .
قوله سبحانه :
وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ ابْنَيْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبا قُرْباناً فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِما وَ لَمْ يُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ قالَ لَأَقْتُلَنَّكَ قالَ إِنَّما يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ . . .
« 2 » ؛ در آدم اسماى جمالى و جلالى و لطف و قهر همه هست ؛ هابيل مظهر اسم جمال و لطف است كه در آدم بود ، و قابيل مظهر جلال و قهر كه نيز در آدم بود ، بلكه در حقيقت آن خود اسم لطف و اين خود اسم قهر است أما تفاوت بين اين دو اسم كه ولد است با آن دو
هامش
( 1 ) . رساله ليلة القدر و فاطمه سلام اللّه عليها - ده رساله فارسى تأليف نگارنده - ص 193
( 2 ) . سوره مائده : آيه 27 - 32