تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دو رساله مثل و مثال (فارسى) — صفحة 124

مساهمون:

ص١٢٤
يعنى مقصود قائلين مثل اين نيست كه صاحب نوع را دو دست و دو پا و بينى باشد ، بلكه مقصودشان اين است كه وى ذات روحانى است و نوع جسمانى ظلّ و صنم آنست ، و نسبتهاى جسمانى در نوع جسمانى همانا كه ظلال نسبتهاى روحانى و هيئات نورى است . و اين متألّه سبزوارى - قدّس سرّه - است كه در منظومه مىفرمايد :
و عندنا المثال الأفلاطونى * لكلّ نوع فرده العقلانى
فرد عقلانى از مثال و مقدار و شبح منزّه است و فوق آنها است ، و در حقيقت عالم مثالى شبحى مقدارى برزخى بين عالم طبيعت و عالم عقلانى است و او را تجرّد برزخى است نه تجرّد عقلانى . و حتّى به صرف مثال و انموزج بودن ربّ النوع و مثل نبودن آن اكتفاء نكرده‌اند بلكه بمبناى متين و رصين أصالت وجود ، و نيز به حكم تشكيك آن ، بعضى از افراد حقيقت واحده را مادّي و بعضى را مجرّد عقلانى مىدانند كه اختلاف دو فرد مثل هم در نقص و كمال است تا بدان حدّ كه كامل مكمّل ناقص است با اين كه هر دو از افراد يك حقيقت‌اند چنان‌كه باز حاجى در منظومه فرموده است :
و المثل لا مجرّد المثال * و اختلفا بالنقص و الكمال
و نيز در اين كه هر مرتبه از وجود در عالم خود حكمى دارد كه مرتبه ديگر آن را در عالم خود آن حكم نيست مثلا وجود علّت را حكمى است و وجود معلول آن را حكمى ، نيز در ميان سلسلهء جليله حكماى إلهى اختلافى نيست ، چنان‌كه از تمثيل در مراتب غضب دانسته شد كه غضب در مرتبه عقل طورى است ، و چون تنزّل يابد در مرتبهء نفس طور ديگر است و حكم ديگر دارد ، و بلا شك غضب در مرتبهء نفس ظلّ و صنم غضب در مرتبهء عقل است و آن اصل و مبدأ اين . روز و شب را مراتب گوناگون است كه در هر مرتبه حكمى خاصّ دارند . ظهور و بروز اشياء از مكمن غيب ، و نيز هر دوره‌اى از وجود تعبير به يوم مىشود ،
كُلَّ يَوْمٍ