اگر ملاحان براى مسافرتهاى دور دست خود راهنماى بزرگى همچون قطب نما در دست نداشتند هرگز جرأت دور شدن از سواحل درياها را نمى كرده اند .
با ذكر نام قطب نما بار ديگر با اختراعى مواجه مى شويم كه تا پيدايش مدارك مخالفى ، كشور چين مىتواند اوليت در اختراع آن را به خود منسوب سازد .
چنان كه مشهور است حتى در زمان سلطنت سلسله تسن
Tsin ) ) ( 419 265 )
در اين مملكت براى يافتن سمت جنوب از عقربه مغناطيس در « ارابه هاى مغناطيسى » استفاده كرده بودند . و آن عبارت از ارابه اى بود كه مجسمه كوچكى بر آن قرار داشت كه مى توانست در حول محور قائمى حركت كند و در داخل آن آهن ربائى تعبيه كرده بودند بطورى كه آدمك مزبور تحت تأثير آن بطور خودكار همواره متوجه سمت جنوب مى شد .
طبق نظر مارك بلوك
Marc BLoch ) )
و بسيارى مورخين ديگر امروزه چنين به نظر مى رسد كه اختراع قطب نماى واقعى را بايد به « نورمان » نسبت داد . اين قوم از سال 874 ميلادى جزيره « ايسلاند » را مستعمره خود ساختند و جزيره « گروئنلند »
GroenLand
را در سال 932 ميلادى كشف كردند ، و پنج قرن قبل از « كريستوف كولومب » يعنى در حدود سال 1000 در سواحل امريكا پياده شدند . اگر اين قوم از خواص عقربه مغناطيسى استفاده نمى كردند پس چگونه توانستند چنين كار مهمى را انجام دهند و هزاران كيلومتر راه در درياها طى نمايند ، و از همه مهمتر با چه وسائلى موفق شدند كه به نقطه عزيمت خويش بازگشت كنند ؟ در هر صورت قدر مسلم آنست كه اولين بارى كه در مدارك موجود اروپائى از قطب نما گفتگوئى مىشود مربوط به سال 1200 ميلادى براى كشور فرانسه ، 1207 براى انگلستان و 1213 براى ايسلاند است . اين قطب نما كاملا بدوى بود و از پركاهى تشكيل مى شد كه عقربه مغناطيس بر آن قرار داشت و مجموعه آنها را روى طشتك آبى مى گذاشتند .
در سال 1269 اصطلاح عمده اى به وسيله « پى يردوماريكور
Pierre de Mari Court ] (
از اهل فرانسه در آن به عمل آمد : عقربه مغناطيسى را بر محورى قرار