المكان الذى نحن فيه ، و عليه تأسست البوصلة .
كان الاقدمون يعتقدون ان ميل الابرة المغناطيسية هو من الجنوب الى الشمال ، و لكن البحرى الشهير كريستوف كولومب في رحلته لاكتشاف امريكا بين خطا هذا القول ، و كان ذلك سنة 1493 .
الابرة المغناطيسية تتحول تحولا منتظما بحسب البعد أو القرب من القطبين ، و قد عنى العلماء بتحقيق درجات هذا الميل حتى اصبح الاهتداء بالابرة المغناطيسية في متاهات و البحر من أيسر الامور على صغار الملاحين » . ( ص 9 و 10 )
ترجمه آن به صورت خلاصه اين كه : برخى گفته اند اختراع قطب نما از چينيان است ، و برخى گفته اند از عرب است . ابره ( سوزن ، عقربه ) در علم طبيعى سوزن و عقربه مغناطيسى است كه بر شكل معين دراز كه وسط آن بر محورى سوار و استوار و بر سطح افقى متحرك است ، چون آن را به حال خود رها كنند بسوى شمال و جنوب مى اي ستد . و اگر او را از آن حالت برگردانند پس از چند بار آمد و شد به همان حالت طبيعى نخستين بسوى شمال و جنوب مى ايستد . و اين خاصيتى ارزشمند است كه هر كجا باشيم ما را بسوى شمال راهنمائى مىكند . و قطب نما بر اين اساس بنا نهاده شده است .
پيشينيان بر اين عقيدت بودند كه ميل ابره مغناطيسى از جنوب به شمال است ، و لكن دريانورد شهير كريستف كلمب در سفر كشف آمريكا در سنه 1493 م خطاء آن عقيدت را آشكار كرد . ابره مغناطيسى بحسب بعد و قرب نسبت به قطبين تحول مى يابد ، و علماء به تحقيق درجات ميل آن ( يعنى زاويه انحراف را ) به حساب آورده اند چنان كه در بر و بحر از ابره مغناطيسى هدايت مى شوند .
پى يرروسو
PIRERRE ROUSSEAU ) )
فرانسوى در كتاب « تاريخ صنايع و اختراعات » ، ترجمه آقاى حسن صفارى گويد :
« دريانوردى در قرون وسطى و قطب نما وقتى كه ساحل دريا از نظر محو مىشود ، مسلما ديگر دريانوردى با وسايل تجربى حركت در امتداد ساحل امكان پذير نيست و بايد از روشهاى علمى استفاده كرد تا اين كه گويد :