گاهى مقيم يافتند و گاهى متحرك ، و در حركت هم گاهى بسوى مشرق روند و دوباره بسوى مغرب بر مى گردند ، و گاهى بسوى مغرب رهسپارند و دوباره بسوى مشرق بر مى گردند ، و همواره به همين سان كه بدين سبب آنها را « خمسه متحيره » ناميده اند .
مزيدا اين كه به استثناى شمس ، شش كوكب ديگر را عرض شمالى و جنوبى است كه گاهى در شمال منطقة البروج اند ، و گاهى در جنوب آن ، و گاهى بر نفس منطقة البروج اند كه در اين صورت اخير مانند شمس بلاعرض اند . زيرا كه شمس هميشه در سطح عظيمه منطقة البروج است ، لذا اين عظيمه را « دائره شمسيه » نيز گويند . لاجرم در هيئت مجسمه براى تحصيل و تنظيم اين امور ، مبادى حركات أعنى افلاك مجسم را بر نظم و نضد خاصى چنان تصور كرده اند و ترتيب داده اند كه به تعبير گرانقدر و رسا و شيواى فاضل قوشچى در شرح فصل دوم از مقصد دوم تجريد الاعتقاد :
« و كفى بهم فضلا أنهم تخيلوا من الوجوه الممكنة ما تنضبط به أحوال تلك الكواكب مع كثرة اختلافاتها على وجه تيسر لهم أن يعينوا مواضع تلك الكواكب و اتصالات بعضها مع بعض في كل وقت أرادوا بحيث تطابق الحس و العيان مطابقة تتحير فيها العقول و الأذهان . و من تأمل في أحوال الأظلال على سطوح الرخامات شهد أن هذا لشى ء عجاب ، و أثنى عليهم بثناء مستطاب » .
آن كه در علم شريف هيأت ورزيده است و بدان آشناى كامل است در مى يابد كه اين گفتار بلند علاءالدين ملاعلى قوشچى ، رئيس و مدير رصدخانه سمرقند ، و مصنف و شارح زيج الغ بيكى را چه ارج و پايه است . و براستى جاى آن دارد و شايسته آنست كه يك تابلو شود . اين است منطق اصيل و قويم يك انسان قوى در علوم فلسفى و رياضى و هيوى .
قوشچى گويد :
« فضل اين دانشمندان و انديشمندان فلكى همين بس كه در ميان راههاى گوناگون احتمالات ممكن براى ضبط احوال كواكب با همه اختلافات احوال
دروس هيئت و ديگر رشته هاى رياضى (فارسى) — صفحة 745
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص٧٤٥