مى شد . وفات بيرونى را در حدود سنه چهار صد و سى و اندى گفته اند . ناصرخسرو علوى نيز هم عهد با آنان بود چنان كه در سياحتنامه ياد شده گويد :
« غره ذى حجه سنه سبع و ثلاثين و اربعمأه به راه آبخورى و چاشت خوران به سمنان آمدم ، و آنجا مدتى مقام كردم و طلب اهل علم كردم ، مردى نشان دادند كه او را استاد على نسائى مى گفتند ، نزديك وى شدم ، مردى جوان بود سخن به زبان فارسى همى گفت به زبان اهل ديلم و موى گشوده ، جمعى نزد وى حاضر ، گروهى اقليدس مى خواندند . و گروهى طب ، و گروهى حساب ، در اثناى سخن مى گفت كه من بر استاد ابوعلى سينا چنين خواندم ، و از وى چنين شنيدم ، همانا غرض وى آن بود تا من بدانم كه او شاگرد ابوعلى است » . . . به موضوع بحث برگرديم :
و نيز در اطلس ژنرال لاروس
Atlas General Larousse ) )
ص 137 ، مكه و مدينه تقريبا در يك خط نصف النهار ترسيم شده است .
و نيز دانشمند نامى فرهاد ميرزا در كتاب بسيار ارزشمندش بنام جام جم ( ص 615 و 616 ط 1 چاپ سنگى ) عرض مكه مكرمه را 21 درجه و 33 دقيقه شمالى ، و طول آن را از گرنويچ رصدخانه لندن 40 درجه و 10 دقيقه شرقى ، و عرض مدينه منوره را 25 درجه شمالى ، و طول آن را 39 درجه و 55 دقيقه آورده است كه تفاوت ميان دو نصف النهار مكه و مدينه 15 دقيقه است .
اين گفتار جام جم و كار اطلس ژنرال لاروس همانست كه ناصرخسرو علوى در هزار سال قبل از اين در سياحتنامه گفته است « : قبله مدينه سوى جنوب افتاده است » ، و يا بيرونى پيش از ناصرخسرو در قانون مسعودى با جام جم به پانزده دقيقه فلكى اختلاف دارد .
جام جم نادره اى در علم جغرافيا از احوال بقاع ارض و بيان طول و عرض و مسائل و مطالب بسيار گرانقدر و ارزشمند در يكصد و چهل باب و يك خاتمه است كه وصف جميل آن را كراسه اى جداگانه بايد . تاريخ آغاز تأليف آن « تاريخ جهان » يعنى سنه » 1270 » ، و تاريخ انجام آن « احوال كره ارض » يعنى