تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس هيئت و ديگر رشته هاى رياضى (فارسى) — صفحة 601

مساهمون:

ص٦٠١
در نصف النهارها در جهت جنوب از سمت رأس آنان مى افتد . اين تقرير به قول دوم ( قول بعض ، تا اندازه اى ) نزديك مى نمايد ، لكن فساد قول وى به دو وجه ظاهر مى گردد : يكى اين كه اين تقرير را شامل مكه و صنعاء هر دو قرار داده است و حال اين كه دانسته اى صنعاء از مكه خيلى دور است ( يعنى عرض صنعاء بسيار از عرض مكه كمتر است ) ، و همانا كه اين تقرير درباره مكه به خصوص نزديك به قول ثانى مى نمايد . وجه دوم فساد اين كه ، اقتضاى قول وى اين است كه از آغاز مسامته شمس با رؤوس اهل مكه تا باز به مسامته برسد يعنى مسامته دوم در تمام اين پنجاه و دو روز ، ظل اصلا معدوم مى گردد ، و حال اين كه در هر يك از دو مسامته در يك روز فقط ظل معدوم مى گردد كه يكى مبدء آن مدت 52 روز است ، و ديگر منتهاى آن مدت ، و از آن مبدء تا اين منتهى ظل شاخص جنوبى است . آرى ممكن است گفته شود مراد اينان سايه شمالى متعارف در آن مدت به افق مكه معدوم مى گردد و اين عدم ظل شمالى با ثبوت ظل ديگر ( ظل جنوبى ) منافات ندارد ، لكن بدين توجيه از جهت ديگر فساد روى مى آورد ، و آن اين كه اينان گفته اند كه علامت زوال براى اين فريق ( اهل مكه ) در آن مدت ( 52 روز ) حدوث ظل بعد از عدم آنست ، و حال اين كه اين سخنى ( سخت ) ناتمام است . ( نادرست را به هزار وجه توجيه كنى درست نگردد ) . جملة الأمر ( يعنى ضابط ) اين كه اگر بلد ، عرض آن از ميل كلى ناقص ، يا عديم العرض است يعنى استوائى است ، شمس در هر دوره ( سال شمسى ) دو بار به سمت رأس اهل آن مى رسد و سايه معدوم مى گردد ، و آن دو روز غير از دو نقطه انقلاب صيفى و شتوى مى باشد ( رأس السرطان و رأس الجدى ) مكه وظائف و يمامه و نجران و صنعاء و زبيد و حضرموت و غيرها ( كه در اين حد عرض و عديم العرض واقع اند ) از اين قبيل اند ، هر چند كه اوقات مسامته شمس رؤوس اهل آن بلاد را به حسب اختلاف عروض بلاد مختلف است . و اگر عرض بلد مساوى با ميل كلى است ، شمس در هر دوره ( سال شمسى )