تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس هيئت و ديگر رشته هاى رياضى (فارسى) — صفحة 600

مساهمون:

ص٦٠٠
بدخول شمس در برج سرطان سايه شاخص ( در نصف النهار ) شروع به نقصان مىكند و ميل شمس روز بروز كم مى گردد تا دوباره به اندازه عرض بلد ( صنعاء مثلا ) مىشود و آن در برج اسد است پس در آن روز باز ظل شاخص ( در نصف النهار ) معدوم مىشود ، و پس از آن رؤوس اهل صنعاء ( و شاخص ) را ظل شمالى مى باشد ، و پيوسته ظل آن زياد گردد تا باز شمس به برج ثور در آيد ( و هكذا ) . پس اهل صنعاء را در دوره سال ( شمسى ) دو بار مسامته ( با شمس ) خواهد بود ( يعنى هنگام استواء شمس كه به دائره نصف النهار مى رسد ، بر سمت رأس آنان خواهد بود ) و آنان را در دوره سال دو گونه سايه است يكى جنوبى يكى شمالى ( ظل جنوبى از زمان بودن شمس در دهم ثور تا بيستم اسد است و ظل شمالى از زمان بودنش در بيستم اسد تا دهم ثور به توالى ) اين كجا و آن كجا ؟ ( اين تحقيق علمى كه تقرير كرده ايم كجا و ، آن حرف بى اساس هر دو قول ياد شده كجا ؟ ) . و اما مكه چنان كه گفته ايم عرض آن از ميل اعظم خيلى ناقص است ( خوب بود كه قيد « كثيرا » را براى صنعاء مى آورد نه مكه ) پس مسامته شمس مر رؤوس اهل آن را باز قبل از انتهاء شمس به ميل اعظم است و ( نيز مثل صنعاء ) دو بار مسامت رؤوس اهل مكه مىشود . و جماعتى از اهل فن مثل علامه محقق خواجه نصيرالدين طوسى و غير آن تحقيق كرده اند كه مسامته شمس مر رؤوس اهل مكه را ( بارى ) در صعودش ( قبل از انقلاب صيفى ) در درجه هشتم جوزاء است ، و ( بارى ) در هبوطش بعد از انقلاب صيفى در درجه بيست و سوم سرطان ، زيرا كه ميل شمس در آن دو درجه مساوى با عرض مكه است . ( به تفصيل و شرحى كه در درس پنجاه و سوم گفته ايم ) . پس مقياسه‌اى منصوب بر سطح افق مكه را در آن دو حالت شمس ( دو حالت بودن شمس در 8 جوزاء و 23 سرطان ، وقت نصف النهار ) اصلا سايه نبود ، و شمس كه در ميان اين دو درجه بود ( قوس اصغر ميان اين دو درجه از هشتم جوزا تا بيست و سوم سرطان به توالى ، در وقت نصف النهار ) در شمال سمت رأس مكه است ، پس اظلال ( اشخاص و شاخصها )