تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس هيئت و ديگر رشته هاى رياضى (فارسى) — صفحة 251

مساهمون:

ص٢٥١
و زمين را نگاه مى دارد كه زائل شوند چون علت است و اينها معلول اند چون نور كه وابسته به خورشيد است و خورشيد نگهدار نور است ، خداوند تعالى نيز نگهدار آسمانها و زمين است ، نه از آن كه آسمان بر زمين افتد بلكه از اين كه فانى شوند . در قرآن سخن از هفت آسمان صريح آمده است اما هفت زمين صريح نيست . قوله « :
وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ »
( اطلاق 12 ) خداوند هفت آسمان آفريده و از زمين مانند آن . بيان نفرمود از چه جهت زمين مانند آسمان است . اگر در شماره مانند آسمان ها باشد هفت است . و اگر وجه شباهت چيز ديگر باشد مانند كره بودن و گشتن و نفع مردم از آن غير اينها دليل بر هفت نداريم . مردم قديم سطح خشكى زمين را به هفت بخش كرده بودند و هر بخش را اقليم مى گفتند ، مانند آن كه مردم عصر ما همه زمين را به پنج منطقه كرده اند يك منطقه حاره و دو منطقه معتدله و دو منطقه منجمده . اقليم ها ى هفت گانه را از خط استواء تا منتهى معموره زمين اعتبار كرده بودند . از خط استواء به جانب شمال تا مدارى معين از مدارات زمين را اق‌ليم اول مى گفتند ، و از آن مدار تا مدارى ديگر به طرف شمال اقليم دوم ( مكه در اقليم دوم واقع است ) و اقليم سيم در شمال اقليم دوم است . در بلاد ايران از بنادر جنوب تا اصفهان از اقليم سيم است ، و هر چه در عرض محاذى اين ناحيه باشد از مغرب افريقا تا ساحل درياى چين از اقليم سيم محسوب مىشود . و اقليم چهارم مشتمل بر ايالات شمالى ايران است و هر چه محاذى آن باشد در مشرق و مغرب ، و بدين ترتيب تا اقليم هفتم كه آخرين آبادى شمال كره زمين است . ابن عباس و بعضى مفسرين هفت زمين را به هفت قسمت مجاور يكديگر تفسير كرده ان د ، و بعضى گمان كنند هفت طبقه روى يكديگر قرار دارند مانند طبقه خاك سطح ظاهر زمين ، و طبقه نمناك و شن و امثال آن . اما قول اول صحيحتر است چون خداوند در بيان نعمت خود به چيزى تمسك كرده است كه مردم مى دانستند و مى شناختند ، و اين هفت اقليم از قديم نزد آنان معروف بود به اختلاف هوا و تنوع محصول و ميوه هاى هر اقليم ، خداوند به همان كه مشهور بود بر آنها احتجاج فرمود . بعضى گويند مراد از هفت زمين هفت كره از كرات فضا