تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس معرفت نفس (فارسى) — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩
ناطقه ، روح ، عقل ، قوهء عاقله ، قوهء مميزه ، روان ، جان ، دل ، جام جهان‌نما ، جام‌جم ، جام جهان‌بين ، ورقا كه به معنى كبوتر است ، طوطى و نامهاى بسيار ديگر كه در وقت لزوم تذكر مىدهيم ولى آنچه كه در كتب حكمت و السنه حكما رواج دارد همان پنج نام نخستين است كه ما نيز به مضمون « ره چنان رو كه رهروان رفتند » از آنها پيروى مىكنيم ، چنان كه اين كالبد ظاهرى را به فارسى : تن و به تازى : بدن مىگويند و به اسامى گوناگون ديگر نيز مىنامند كه در هنگام ضرورت بازگو مىشود .

درس بيست و پنجم

در شناختن ذات نفس كه بدانيم چگونه گوهرى است ، پرسشها و احتمالهاى گوناگون درس بيست و سوم پيش مىآيد ؛ و بالاخره بايد به برهان و استدلال معلوم گردد كه كدام قسم از آنها حق است . اكنون در اين درس سخن ما اين است كه دانستيم ما را گوهرى به نام نفس و كالبدى به نام بدن است و در عين حال نفس و بدن داريم هر يك از ما يك شخص و يك هويت هستيم هيچ كس نمىگويد كه من دو كس هستم و اين بديهى است كه هر كس جميع آثار وجوديش را به خود نسبت مىدهد و همه را به يك موضوع كه همان شخص و هويت او است اسناد مىدهد و مىگويد : من انديشه كردم و من پنداشتم و من گمان بردم و من ديدم و من شنيدم و من بوييدم و من بسودم و من چشيدم و من خوابيدم و من رفتم و من آمدم و هكذا . آنچه كه از نفس و بدن او صادر مىشود همه را به يك شخص نسبت مىدهد كه از آن شخص تعبير به من مىكند . نه اين كه برخى از اين آثار وجوديش را به يك شخص و هويت ، و برخى ديگر از آنها را به يك شخص و هويت ديگر نسبت دهد حتى آنچه را كه در خواب مىبيند به همان شخص و هويت اسناد مىدهد كه در بيدارى آنچه را انجام مىداد به او اسناد مىداد و مىگويد : من دوش در خواب ديدم كه چه‌ها كردم و چه‌ها بر سرم آمد ، چنان كه در بيداريش مىگويد كه من ديروز چه‌ها كردم و چه‌ها بر سرم آمد . و به بداهت و فطرت در اين احوال و اوضاع
دروس معرفت نفس (فارسى) — صفحة 89 | حسن حسن زاده آملى