تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس معرفت نفس (فارسى) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
الفونسو نلّينو ) « 1 » در كتاب ارزشمند و سودمندش به نام علم الفلك « 2 » افتاده است . وى درباره مدار ستارگان - به خصوص امروز كه لفظ مدار و خط سير و مانند آنها در سر زبانهاست - گفته است كه من همان لفظ فلك را كه در كتب و اصطلاح دانشمندان فلكى آمده است به كار مىبرم . « 3 » اين گفتار نلّيو سخت در من اثر گذاشت و بسيار آن را پسنديدم زيرا مىبينم دانشمندان هيوي در كتب هيئت فلك را بر مدارات ستارگان اطلاق مىكنند و در كتب رياضى فلكى ، هر گاه فلك گفته مىشود به معنى همان مدار است و بطلميوس در مجسطى و بيرونى در قانون مسعودى كه در حقيقت مجسطى اسلامى است از لفظ فلك همان خط مدار كوكب را مىخواهند . محمود بن محمد بن عمر چغمينى در ابتداى باب سوم ملخص در هيئت « الملخّص فى الهيئة » گويد : دواير عظام يكى از آنها معدل النهار است كه فلك مستقيم ناميده مىشود . و يكى ديگر از دوائر عظام دائرة البروج است و فلك البروج ناميده مىشود . و شارح ملخص در هيأت تأليف چغمينى معروف به فاضل رومى و قاضىزاده رومى در شرح آخر باب مذكور گويد : بدان كه اقتصار بر دوائر براى ناظرين در براهين كافى است چنان كه صاحب مجسطى بر همان دوائر اقتصار كرده است كه در اين صورت علم هيئت را هيئت غير مجسمه گويند و متأخرين چون قصد كردند مسائل هيوي را از دلايل تجريد كنند دوست داشتند كه افلاك را مجسمه فرض
هامش
( 1 ) .CarloAlfonso Nallino( 2 ) . ترجمهء فارسى اين كتاب به قلم آقاى احمد آرام در سال 1349 چاپ و منتشر شده است . ( 3 ) . عبارت فاضل مذكور در پاورقى ، ص 21 ، چاپ اوّل كتاب نامبرده كه آخر محاضرهء دوم كتاب نامبرده است اين است : هذا - يعنى به الفلك - اصطلاح كل فلكيى العرب به معنى. Orbiteو لا استحسن استعمال لفظ « مدار » الوارد فى كتب بعض الحديثين المقلّدين لاصطلاحات الافرنج بلا لزوم . و المدارات عند العرب هى الدوائر المتوازيه لدائرة معدل النهار . ايضا ر . ك : به پاورقى ، ص 27 ، از ترجمهء فارسى كتاب مزبور ، تحت عنوان « تاريخ نجوم اسلامى » .