تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس معرفت نفس (فارسى) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
از عنوان اين گونه مسايل و دانستن آنها انتقالات علمى و سيرهاى معنوى پيدا كنيم و به گمشده‌هايى دست بيابيم . التفات بفرماييد ، در نظر بگيريد پاره سنگ خارايى را وزن كرده‌ايد ، و وزن آن به دست آمد ، در يك ساعت بعد همان سنگ را در همان جا وزن كنند وزن آن همان است و در يك سال بعد ، بلكه يك قرن بعد آن را در همان جا وزن كنند باز وزن آن همان و اگر به گذشتن روزگار چيزى از وى كاسته گردد آن قدر ناچيز است كه باز در وزن نمودى ندارد . حالا باز در نظر بگيريد كه يك شخص انسان را وزن كرده‌ايد ، وزن آن مقدارى خواهد بود ، و اين انسان داراى اين وزن معلوم مىتواند مقدار معين راهى برود و يا بارى ببرد كه بيش از آن از عهدهء او خارج است و از پذيرفتن كارى كه بيش از قدرت او است ابا مىكند و سر باز مىزند . مثلا مىگويد من نمىتوانم اين شاخهء درخت را به تنهايى بشكنم ، و يا اين مقدار را به تنهايى بردارم و يا اين مسافت را در اين مقدار زمان بپيمايم و يا اين كه از اين سوى جوى بدان سويش بجهم . ولى همين انسان مفروض اگر خشم به دو دست دهد و يا عشق و شور به دو روى آورد همان شاخه بلكه شاخهء قوىتر از آن را به تنهايى مىشكند ، و آن مقدار بار بلكه بيشتر از آن را حمل مىكند و آن مسافت بلكه بيشتر از آن را در آن مقدار زمان بلكه در كمتر آن مىپيمايد و از يك سوى آن جوى به سوى ديگرش به خوبى مىجهد بلكه به عرض بيشتر از آنها مىتواند بجهد و در آن حال غضب چند نفر اگر بخواهند او را از جايش حركت دهند دشوار است با اين كه ، آن مقدارى كه وزن او بود يك نفر از آنها مىتواند آن را از جايش بردارد ، گاهى مىبينى با چه چستى و چابكى به كارى است و گاهى با چه كاهلى و گرانى ، با اين كه كالبد تن همان است و به يك وزن است . اين احوال و اطوار گوناگون كه مثلا آن سبكى و اين سنگينى است از كيست و از كجا پيش مىآيد و چگونه به او دست مىدهد ؟ اگر از بدن باشد : اين بدن كه در هر دو حال يك پيكر است و يك جسم معلوم است . اگر از نفس ناطقه است : آيا نفس ناطقه كه موجودى جز بدن و با بدن