اصل 20 - براى متحرك بايد مخرجى باشد كه وى را از نقص به در برد و به كمال رساند .
اصل 21 - ما با حركت و در حركت و در جهان حركتيم .
اصل 22 - كتاب و آموزگار از وسايل و معدّاتند ، دانش دهنده ديگرى است .
اصل 23 - آن گوهرى كه به لفظ من و انا و مانند اينها بدان اشارت مىكنيم موجودى غير از بدن است .
اين اصول عصارهء مطالب بيست و سه درس پيش است كه تا اندازهاى به تفصيل در هر يك بحث كردهايم . اكنون لازم است كه در مخرج متحرك از نقص به كمال و همچنين در حقيقت آن گوهرى كه به واژهء من بدان اشاره مىكنيم گفتگو كنيم تا شايد به اين اصل اصيل آشنايى درست پيدا كنيم و سپس از معرفت صحيح بدانها ، درى از حقايق و معارف به روى ما گشاده گردد . دانستيم كه آن گوهرى كه به واژه من بدان اشارت مىكنيم موجودى غير از بدن است و اين خود اصلى از اصول گذشته بود ، و در اصل سوم گفتيم كه نيرويى داريم كه درمىيابد و تميز مىدهد و اين نيرو همان گوهر است كه مىگويد من دريافتم و من تميز مىدهم چنان كه در دروس پيش دانسته شد .
تصديق مىفرماييد كه ما در مسير علمى ناچاريم براى موجودى كه دربارهء آن بحث و فحص مىكنيم و سبر و تقسيم مىنماييم نامى بگذاريم كه بدون نامگذارى از خبر دادن آن و شرح و وصف نمودنش اگر به فرض امكان داشته باشد بسيار دشوار خواهد بود . حالا بفرماييد آن گوهرى را كه به لفظ من و انا و مانند اينها بدان اشارت مىكنيم به چه اسم بخوانيم ؟ البته در اسمگذارى مختاريم و كسى با ما حق اعتراض ندارد كه چرا چنين اسمى را بر وى نهادهايد ، چنان كه مىبينيم هر قوم براى خود زبانى خاص دارد و هر طايفهاى از دانشمندان در انواع علوم براى خود اصطلاحى خاص .
نگارنده در اين اثنا به ياد گفتار دانشمند خاورشناس فاضل نلّينو ايتاليايى ( كرلو
دروس معرفت نفس (فارسى) — صفحة 86
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص٨٦