درس بيست و چهارم
باز بلبل به بوستان آمد * بوى انفاس دوستان آمد
( ديوان خواجوى كرمانى ، ص 511 )
چند روزى اين درس و بحث ما به تأخير افتاد و جلسهء گفتگوى ما تعطيل شد .
آرى در راه تحصيل دانش موانع بسيار است و تا نهال وجود كودكى و محصلى در طريق تكامل به بار نشيند چه رنجها بايد برده شود . به قول عارف بزرگوار و دانشمند نامدار اسلامى سنائى غزنوى :
هر خَسى از رنگ گفتارى بدين ره كى رسد * درد بايد مرد سوز و مرد بايد گامزن
سالها بايد كه تا يك سنگ اصلى ز آفتاب * لعل گردد در بَدَخشان يا عقيق اندر يَمَن
ماهها بايد كه تا يك پنبه دانه ز آب و خاك * شاهدى را حُلّه گردد يا شهيدى را كفن
روزها بايد كه تا يك مشت پشم از پشت ميش * زاهدى را خرقه گردد يا حمارى را رَسَن
عمرها بايد كه تا يك كودكى از روى طبع * عالِمى گردد نكو يا شاعرى شيرين سخن
قرنها بايد كه تا از پشت آدم نطفهاى * بوالوفاى كُرد گردد يا اويس اندر قرن
در دروس گذشته نتايج علمى كه نصيب ما مىشد هر يك را به عنوان اصلى تعبير مىكرديم . اجازه بفرماييد اكنون آن اصول را بازگو كنيم و آنچه را كه به صورت اصل در نياورديم بدان صورت درآوريم تا گذشتهها را به ياد آوريم و با بينش بيشتر پيشرفت كنيم :
اصل 1 - هر چه هست وجود است .
اصل 2 - هر چه پديد آمده از وجود پديد آمد .
اصل 3 - نيرويى داريم كه در مىيابد و تميز مىدهد .
اصل 4 - سراى هستى بىحقيقت و واقعيت نيست . بلكه حقيقت و واقعيت دارد ، بلكه عين واقعيت است .
اصل 5 - حقيقت و واقعيت هر چيز هستى است .