اصل 6 - واسطهاى ميان وجود و عدم نيست .
اصل 7 - هستيها با هم بىپيوستگى نيستند بلكه هستيها با هم پيوستگى دارند .
اصل 8 - آنچه اتفاقى نيست هدفى دارد و رفتار او بيهوده نيست .
اصل 9 - هر آنچه از حركت به كمال مىرسد آيينى دارد .
اصل 10 - علم وجود است .
اصل 11 - حركت در چيزى است كه فاقد كمالى باشد .
اصل 12 - موجودى كه كمال مطلق است حركت در او متصور نيست .
اصل 13 - حركت فرع بر احتياج است ( تلفيق اين اصل با اصل 11 : حركت در چيزى است كه فاقد كمالى باشد پس حركت فرع بر احتياج است ) .
اصل 14 - هر چه كه غايت و كمال متحركى است برتر و فراتر از آن متحرك است كه حركت ناقصى به سوى كاملى است پس موجودات را درجات و مراتب است .
اصل 15 - اگر سلسله موجودات منتهى به موجودى شود بايد آن موجود غايت غايات و كمال كمالات و نهايت و منتهاى همهء هستيها باشد و مادون او همه محتاج او و در وى حركت متصوّر نبود .
اصل 16 - هر موجودى در حدّ خود تامّ و كامل است . تامّ و أتمّ و كامل و اكمل از قياس پيش مىآيد .
اصل 17 - هيچ چيز در حدّ خود و در عالم خود شرّ و بد نيست ولى قياس و نسبت با اين و آن كه به ميان آمد سخن از شرّ و بد به ميان مىآيد .
خلاصهء دو اصل اخير : هيچ موجودى در حدّ خود نه ناقص است و نه شرّ .
اصل 18 - نطفه و مربّى و اجتماع و معاشر از اصولىاند كه در سعادت و شقاوت انسان دخلى به سزا دارند .
اصل 19 - حركت : خارج شدن موضوعى است از فقدان صفتى و كمالى به سوى وجدان آن كمال و صفت به طور تدريج و وجود هر جزء بعد از جزء ديگر . و خلاصه حركت عبارت است از خروج شىء از قوه در امرى به فعل تدريجا .
دروس معرفت نفس (فارسى) — صفحة 85
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص٨٥