تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس معرفت نفس (فارسى) — صفحة 83

مساهمون:

ص٨٣
دگرگونى در او راه دارد ولى او از دستهء هستيهايى است كه تباهى در ذات او راه ندارد ؟ وانگهى انجام او چه خواهد شد و پايان كارش به كجا مىكشد ؟ و از اين خانه و لانه ساختن چه مىخواهد و از اين لانه به آن لانه پريدن و از اين خانه به آن خانه رخت كشيدن چه مىجويد ؟ اينها يك دسته پرسشهايى است كه در اين باره براى شوراندن و ورزش فكرى شما پيش آوردم ، در برگزيدن گفتار راست از ميان اين همه گفتارها و داورى درست كردن بايد كوشش و كاوش را به كار گماشت و چراغ دانش را فراروى داشت . و پرسشهاى گوناگون ديگر نيز پيش خواهد آمد و اكنون همين اندازه بسند است تا مبادا خستگى روى دهد و يا سرگشتگى آورد . اگر چه دربارهء دوستانم كه تشنهء دريافت دانش و خواهان شناسايى به گوهر ذات خود و آشنايى با جهان هستىاند و با چه شور و شتاب در اين انجمن دانش‌پژوهى گرد مىآيند چنين انديشه ، پندارى سست و نادرست است . آرى مىبايستى بردبار و شكيبا بود و آهنگى از سنگ خارا سخت‌تر و از كوه استوارتر داشت ، گرايش هر چه بيشتر به دانشمندان و دوستى به دانش به كار برد تا توان به جايى رسيد و به خواستهء خود پيروز شد . اين ديروز در غزلى دربارهء خود گفتم :
منم آن تشنهء دانش كه گر دانش شود آتش * مرا اندر دل آتش همى باشد نشيمنها
از فيلسوف عرب ابو يوسف يعقوب بن اسحق كندى به يادگار است كه : دانش‌پژوه به شش چيز نياز دارد تا دانا شود كه اگر يكى از آنها كم بود تمام نگردد : هوش سرشار ، دوستى پيوسته ( به دانش ) ، بردبارى نيكو ( در برابر پيش‌آمدها ، و دانش‌پژوهى ) ، دلى تهى ( از آرزوهاى گوناگون كه رهزن‌اند ) ، گشاينده‌اى دريافت دهنده ( استاد ) ، روزگارى دراز « 1 »
هامش
( 1 ) . يحتاج طالب العلم الى سته اشياء ، حتى يكون فيلسوفا ؛ فان نقصت لم يتّم : ذهن بارع ، و عشق لازم ، و صبر جميل ، و روع خال ، و فاتح مفهم و مدّة طويله .