زيردست او بايد شاگردى كنند كه استادى توانا و صورتگرى بس شگفت است ، زيرا كه هيچ لانه و خانهاى بدين شگفتى نه كسى ديده و نه كسى شنيده است .
راستى صورتگرى بدين چيرهدستى كه از آب چنين صورتگرى كند به گفته شيرين دلنشين شيخ بزرگوار سعدى :
دهد نطفه را صورتى چون پرى * كه كرده است بر آب صورتگرى
و يا لانه را ديگرى براى او ساخت ؟ خود آن ديگرى كيست آيا مادر است ؟ مادر چه دستى در زهدان خود دارد ؟ مادر كه از آن آگاهى ندارد و در سرنوشت كار كودك خود و ساختمان اندام او و وابستگى تن با آن گوهر جز تن كارهاى نيست و گرنه كودك را به دلبخواه خود مىساختن و اگر آن ديگرى مادر نيست و ديگرى است خود آن ديگرى كيست و چگونه ؟
و آيا همچنان كه اين تن مىبالد آن گوهر هم مىبالد ؟ اگر مىبالد باليدن او چگونه است ؟ آيا مانند همين تن ، درازا و پهنا و گودى دارد و آيا مانند آن وزن و سنگينى دارد ؟ آيا مىتوانيد بفرماييد آن گوهرى را كه به واژه من بدان اشارت مىكنيد و اينك بدان تا اندازهاى آگاهى يافتهايد وزن و درازا و پهنا و گودى او چه اندازه است ؟ و يا اين كه آن گوهر هيچ يك از اينها را ندارد و اگر ندارد مگر مىشود كه چيزى رنگ هستى گرفته باشد و آن را درازا و پهنا و گودى نبود ؟
آيا هستيهايى هستند كه بدينگونه نباشند ؟ ما هر چه را كه مىبينيم آنها را دارايند .
اين زمين بدين بزرگى و آن ذره بدان خردى است كه آنها را درازا و پهنا و گودى است . دريا و هوا نيز اين چنين است و ستارگان ، ماه و خورشيد نيز اين چنيناند ، چنان كه پيشينيان دورى هوا را هفده فرسنگ دانستهاند و اكنون بيست و يك فرسنگ . و يكى از رشتههاى دانش ستارهشناسى راه به دست آوردن اندازه ستارهها و سنجش آنها با يكديگر است و از روزگاران پيش در اين باره انديشهها كردهاند و كتابها نوشتهاند و آن در زبان و فرهنگ دانشمندان اين رشته به واژهء تازى به نام ابعاد اجرام ، آوازه دارد و ابن هيثم كه از دانشمندان بزرگ و به نام پيشين است در اين باره