تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس معرفت نفس (فارسى) — صفحة 67

مساهمون:

ص٦٧
در اينجا علاوه بر سؤالهايى كه بعد از جواب نامبرده داشته‌ام ، باز مىپرسم كه از حرف زدن او چگونه نور دانش در شما راه يافت ؟ درست به سؤال من دقت بفرماييد ؛ از موج زدن هوا صوت پديد مىآيد ؛ اين صوت را به پارسى آواز گوييم و اين موج از جهت هيأت‌هايى كه در گذرگاه خود از محبسها و مخرجها مىپذيرد حرف را به وجود مىآورد ، پس حرف هيأتى است كه به آواز عارض مىگردد . « 1 » و به عبارت ديگر و روشن‌تر از حركت زبان و برخورد آن به مخارج حروف و تموّج هوا صوت پديد مىآيد و حرف پيدا مىشود و اين تموّج هوا و شكنهاى گوناگون آن كه حرف از آن تشكيل يافت به دستگاه شنوايى شنونده كه گوش او است برخورد كرده و به پرده ضماخ او رسيده است و آن را شنيده است ، اگر چه اين خود امرى شگفت‌آور است و در دار هستى هيچ چيزى از خرد و كلان نيست كه سبب حيرت انسان و مايه شگفتى آن نشود اين مطلب به جاى خود ، ولى من سؤالم در اين مقام اين است كه حرف از تموج هوا و هيأت عارضه بر آن پديد آمد ؛ و از اين تموج چگونه به قول شما نور علم و فروغ دانش در شنونده جايگزين شده است ، همين هواست كه ما همواره در ميان او به سر مىبريم چون ماهى در ميان آب ، و اگر از آن به در برويم مىميريم چنان كه ماهى در بيرون آب . حالا بفرماييد اين هوايى كه ما در همه حال در او غوطه‌وريم چگونه به يك موج و شكن خوردن علم داده است ؟ آيا مىفرماييد كه هواى خارج از دهان دانا به تموّج و شكنش حامل نور علم است و آن را از راه دستگاه شنوايى به شنونده تحويل داده است يا خروج از دهان ، شرط نيست زيرا كه از صوتهاى ضبط شده در آلات ضبط صوت چون گرامافون و مانند آن همان معانى مفهوم مىشود كه آن حروف از دهانى بيرون شده باشد ، چه جواب مىفرماييد ؟ ج - خيلى بايد در اين سؤال تأمل كرد و به راستى معمايى است كه حلّ آن آسان
هامش
( 1 ) . فصل دوم رسالهء اسباب حدوث الحروف تأليف شيخ رئيس ابن سينا رضوان الله تعالى عليه .