تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس معرفت نفس (فارسى) — صفحة 660

مساهمون:

ص٦٦٠
اين دعا امام خطاب به ماه مبارك رمضان مىكند و چند بار وى را سلام مىكند و با او وداع مىنمايد و مىفرمايد : السلام عليك يا شهر اللّه الاكبر و يا عيد اوليائه ، السلام عليك يا اكرم مصحوب من الاوقات و يا خير شهر فى الايام و الساعات . پس بايد زمان در بعضى عوالمش حىّ باشد و او را شعور باشد كه به حسب همان عالم خود كه حىّ و شاعر است طرف خطاب و توديعه گردد و ما در اين مطلب در رساله مثل به تفصيل و بطور مستوفى بحث كرده‌ايم . در بيان آن كه گفته‌ايم فرد نورى عقلى ، فاعل و غايت و جهت وحدت و فصل محصّل افراد مادى نوع خود است ؛ به طور اجمال گوييم : چنان كه مفارقات عقليه منشى و فاعل اين اشباح كائنه اعنى افراد مادىاند همچنين مخرج آنها از نقص به كمالند يعنى آن افراد مادى را به سودى خود مىكشانند پس آن مفارقات عقليه يعنى مثل نوريه غايات اين افراد مادىاند . انسان مادى را كه در حركت و استكمال است انسان سيال گويند و آن انسان را كه فرد نورى عقلى و غايت و مخرج و رب النوع است ، انسان ثابت و آدم اوّل گويند . وصىّ عليه السّلام فرمود : انا آدم الاول . و چون اشباح كائنه ذاتا در تجدد و تصرمند بقاء و ثبات براى آنها نيست پس آن كه حقيقت صور نوعيه باقى و ثابت است همان صور مفارقه‌اند كه جهت وحدت افراد طبيعى و مصور و جامع و حافظاند و به تعبير متاله سبزوارى در اوّل حكمت شرح منظومه العقل الكلى هو كصورة للعالم الطبيعى و كفصل محصل له و بالجملة جهة وحدة له .

درس صد و پنجاه و سوم

مثل الهيه را عقول عرضيه و متكافئه گويند و دانستى كه هريك مربّى نوع طبيعى و صنم جسمانى خود است و فعليت جميع افراد و اصنام خود را به نحو وحدت و بساطت دارد يعنى جامع كمالات و فعليات افراد خود به نحو اتم و اكمل است . مثل را كه اصل‌اند حقايق اصنام و اصنام را كه فرع‌اند رقايق آنها خوانند و معيّت آن حقائق به