تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس معرفت نفس (فارسى) — صفحة 659

مساهمون:

ص٦٥٩
شأن مثال شيىء اين است كه بايد اخفى از شىء باشد ، بنابراين نظر ، باطن مثال ظاهر و عالى مثال داتى است پس صور نوريه مجرده مثل صور هيولانيه يعنى صور طبيعيه ماديّه‌اند . و نظر ديگر اين كه شأن مثال شيىء اين است كه بايد اضعف از شيىء باشد چنان كه صورت هر يك از انواع جوهريه در ذهن مثال هر يك از انواع جوهريه در خارج‌اند ، بنابراين نظر ، به عكس اوّل ، دانى مثال عالى و ظاهر مثال باطن است ؛ زيرا دانى ظلّ و رشح عالى است كه اضعف از آن است . حكيم متأله ملا على نورى در تعليقاتش بر اسفار ( اوائل فصل چهارم مرحله رابعه ، ص 18 ، ج 2 ، ط 2 ) فرمود : كل نوع من الانواع المتأصله له فرد نورى عقلى له اعتناء بسائر افراد نوعه الماديّة الّا الهيولى و الزمان و الحركة لكونها خاصّة العالم الجسمانى الظلمانى . يعنى براى هر نوعى از انواع متأصله ، فرد نورى عقلى است كه اعتناى به همه افراد مادى نوع خود دارد مگر هيولى و زمان و حركت زيرا كه اينها خاص عالم جسمانى ظلمانىاند . بيان : اعتناى فرد نورى عقلى به افراد مادى نوع خود به معنى عنايت است كه تعلق تدبرى اكمالى و مكمّلى بدانها دارد و فاعل و غايت و جهت وحدت و فصل محصّل آنها است . و استثنائى كه فرمود به ظاهر نكته‌اى بسيار شريف مىنمايد كه هيولى و زمان و حركت علاوه بر اين كه متأصل در وجود نيستند ، متوغل در عالم ماده‌اند و از موطن ماده بدر نمىروند لذا براى آنها فرد نورى عقلى اعنى رب النوع نمىباشد . و لكن در اين استثناء جاى بحث و نظر است زيرا كه بايد اين امور را نيز در بعضى از عوالمشان حيات و شعور و اصل باشد و آنها را در عوالم ديگر كه به حسب وجود سابق بر اين عالم‌اند ، وجودى باشد و موجودات را در هر عالمى صور و احكام مخصوص به آن عالم است كه با صور و احكام اين عالم اختلاف دارد اختلافى به حسب ظل و ذى ظل و رقيقت و حقيقت ، هر مرتبه از وجود حكمى دارد . امام سجاد عليه السّلام در دعاى چهل و پنجم صحيفه كه در وداع شهر اللّه مبارك است در