اينجانب محفوظ است در شرح احوال ملا صدرا قدس سرّه و فلسفه او فرمود : مثل افلاطونى را ثابت كرده و به آن معتقد بوده است و مىگفت مثل افلاطونى همان ملائكهاى است كه اهل شرع ثابت مىكنند .
بدانكه بحث از مثل از چند جهت لازم است :
از آن جمله اين كه مخرج موجودات طبيعى از نقص به كمالند كه در حقيقت فاعل و غايت و صورت يعنى جهت وحدت آنهايند كه بدين جهت علّت حسن و بهاء و زيبائى آنها هستند .
و از آن جمله اين كه آنها موضوع حقيقى علم يعنى صورت علميه حقيقيه اشيااند كه در بحث از وجود ذهنى و اتحاد عاقل به معقول و در بحث علم در حكمت متعاليه اهمّيتى بسزا دارد .
و از آن جمله اين كه از شرع انور رواياتى عديده در اين موضوع به خصوص به لفظ مثال و تمثال و صورت و مانند اينها وارد شده است كه در بيان و شرح آنها بايد بحث كرد .
و از آن جمله اين كه كثرت در ارباب انواع با اين كه مفارقات نوريهاند چگونه است .
افلاطون و استادش سقراط و ديگر قائلان به مثل گويند كه موجودات طبيعيه متأصله را يعنى هر نوعى از انواع متأصله را ، صورت مجرده يعنى فرد نورى عقلى در عالم إله است كه آنها را مثل الهيه و صور و ارباب انواع و اصحاب انواع و امّهات انواع و عقول عرضيه و به نامهاى ديگر مىنامند . دثور و فساد در آنها راه نمىيابد و هميشه باقىاند و آنچه كه دثور و فساد مىيابد موجودات طبيعى در عالم كون و فسادند ، و اين فرد طبيعى مادى و آن فرد نورى عقلى هر يك فردى از افراد آن نوعاند يعنى حقيقت واحده را به حسب وجود ، مراتب متفاوته است از مرتبه مجرد نورى عقلانى گرفته تا مرتبه مادّى شئون آن يك حقيقت است و موجودات طبيعى اصنام و اظلال آن فرد عقلانىاند و آن فرد عقلانى مربّى افراد مادى خود است و به آنها عنايت دارد ،
دروس معرفت نفس (فارسى) — صفحة 655
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص٦٥٥