نگاشتهايم ، كيف كان در اينجا لازم است سخن از مثل به ميان آيد و برخى از مطالب تقديم گردد تا مراد مير مرحوم معلوم شود :
افلاطون و ارسطو اين دو استاد و شاگرد بنام را در پارهاى از مسائل از آن جمله مسأله مثل ، به حسب ظاهر اختلاف رأى است . معلم ثانى را رسالهاى بسيار ارزشمند به نام جمع بين الرأيين است كه مراد از رأيين ، رأى بين استاد و شاگرد در آن مسائل فلسفى است كه به ظاهر اختلاف رأى در آنها دارند . نظر فارابى در رساله مذكور اين است كه جمع بين رأيين كند كه افلاطون و ارسطو را اختلاف رأى نيست و هريك به جهتى درست گفتهاند . ما اين رساله فارابى را به فارسى ترجمه كردهايم و تعليقاتى بر آن نوشتهايم .
افلاطون در قبول مثل اصرار داشت ، و شيخ رئيس در ردّ آن . افلاطون را در اثبات مثل دلالات و اشاراتى است و شيخ را در ردّ آن به تفصيل در الهيات شفا بياناتى است .
سقراط استاد افلاطون نيز قائل به مثل بوده است . شيخ اشراق سهروردى و صدر المتألهين بر همين رأىاند . شيخ اشراق در اواخر مقاله سوم قسم اوّل حكمت اشراق ( ص 251 ) به عنوان « حكومة و من الغلط الواقع بسبب اخذ مثال الشىء مكانه قول المشائين فى ابطال مثل افلاطن » ، و در مقاله دوم قسم دوم آن در اثبات مثل بحث كرده است ، و صدر المتألهين بحث مثل را در بيش از چهل مورد اسفار عنوان كرده است و به طور مستوفى در فصل نهم مرحله چهارم اسفار در تحقيق صور و مثل افلاطونيه و اثبات آن بحث كرده است « 1 » و در آخر فصل دوم فن پنجم جواهر و اعراض اسفار « 2 » و در رساله حدوث ( ص 63 ) ، اقوال و آراى حكيمان و عارفان و متكلمان را در تحت عنوان حكمة مشرقية جمع كرده است .
مرحوم استادم علامه شعرانى در يكى از مسفوراتش كه به خط آن جناب در نزد
هامش
( 1 ) . ص 121 ، ج 1 ، اسفار رحلى .
( 2 ) . ص 162 ، ج 2 ، اسفار رحلى .