از بسائط مشتقاند ، بسائط متن مركّباتاند يعنى صورتى در زير دارد آنچه در بالاستى و صورت زيرين چون به بالا رود با اصل خود يكتاستى .
تبصره - نفس انسانى در تعيّناتش ، كه حروف قائم به شخص انسان است ، مثال نفس رحمانى در تعيّناتش است كه قائم به واجب تعالى است .
درس صد و پنجاه و يكم
اين سخن را در نيابد هيچ فهم ظاهرى * گر ابو نصرستى و گر بو على سيناستى
در بعضى از نسخ دارد هيچ وهم ظاهرى ابو نصر ، محمد بن طرخان بن أدزلغ فارابى ملقب به معلّم ثانى در فاراب يكى از شهرهاى ترك در مملكت ماوراء النهر است . فارابى موجزنويس و صاحب تصانيف بسيار است . ابن خلكان در تاريخش گويد : هو اكبر فلاسفة المسلمين و لم يكن فيهم من بلغ رتبته فى فنونه ، و الرئيس ابو على بن سينا بكتبه تخرّج و بكلامه انتفع فى تصانيفه و كان ازهد الناس فى الدنيا لا يحتفل بأمركم و توفى فى سنة تسع و ثلاثين و ثلاثمائة بدمشق .
و بو على سينا ، حسين بن عبد اللّه بن سيناى بخارى ملقب به شيخ رئيس است . وى صاحب شفا و اشارات و قانون است ، در طب جانشين محمد بن زكرياى رازى و در فلسفه جانشين فارابى است . وفاتش غره شهر رمضان سنه 427 ه ق در همدان بود .
اين دو بيت بر لوح مزارش نوشته است :
حجة الحق ابو على سينا * در شجع آمد از عدم به وجود
در شصا كرد كسب جمله علوم * در تكز كرد اين جهان بدرود
به حروف ابجد كلمه شجع 373 و شصا 391 و تكز 427 است .
معلم ثانى و ابو على سينا هر دو از نوادر عصر و نوابغ دهرند . اين دو فيلسوف بزرگ از حكماى مشاءاند ، رضوان اللّه تعالى عليهما .
نگارنده را رسالهاى جداگانه در مثل است كه در آن تا حدّى گفتنىها گفته شد و در محاكات بين اصل و فرع غير از آنچه كه در بيان دو بيت سابق گفتهايم مطالبى