تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس معرفت نفس (فارسى) — صفحة 651

مساهمون:

ص٦٥١
كه هان اى عاقلان بيدار باشيد * درين درگه چو ما هشيار باشيد تو خوش خسبى و ما اندر ره او * همى جوييم خاك در گه او رخ درويش مسكين زان نظاره * ز چشم دُرفشان شد پر ستاره كه يا رب بام زندانت چنينست * كه گويى خود نگارستان چينست ندانم بام ايوانت چسانست * كه زندان بام تو چون گلستانست
تبصره - آن كه امام هشتم عليه السّلام فرمود : قد علم اولو الالباب انّ ما هنا لك لا يعلم الّا بما هيهنا و همچنين مباحثى كه در مثال بودن ، يعنى آيت و ظهور بودن اين نشأه از آن نشأه و ظاهر از باطن ، گفته‌ايم ، به لحاظ اعتلاء و ارتقاى از مجلى و مظهر به مجلى و مظهر و از آيت به اصل و از ظلّ به ذى ظلّ و يا به تعبير فلسفى از معلوم به علت است كه به اندازهء سعهء وجودى خودشان از اصل حكايتى مىنمايند . اين يك نحو راه بردن مستعدّين به سوى كمال است كه از مألوف و معهودشان راهى به ماوراى طبيعت بيابند و به راه بيفتند ، و گرنه همين امام قائل به قول مذكور در مقام ديگر ، چون جدّ بزرگوارش امام حسين عليه السّلام در دعاى عرفه ، مىفرمايد : الغيرك من الظّهور ما ليس لك حتّى يكون هو المظهر لك . و آيهء كريمهء سورهء واقعه و روايت حضرت سجاد را بر آيات و روايات بسيار ديگر عرضه كنى ، مىبينى كه گاهى سخن از فرع به اصل و گاهى از اصل به فرع است ، مطابق اقتضاى مقام حال مخاطب . تبصره - كلمهء « آيت » و مشتقّات آن در قرآن كريم نمونهء بارز و قوى مثال بودن صورت زيرين با زبرين و مطلق صور با صورة الصّور - جلّ و على - است ، كه همگى موافق علم فعلى عنايى اوست ؛ و در قوسين نزول و صعود ، به حكم بطلان طفره مطلقا ، هويّت و تشخّص شىء در هر نشأه مطابق حكم مقتضى آن نشأه ، بدون تجافى ، محفوظ است . تبصره - بدان كه نفس رحمانى به اعتبار تعيّن و تنزّلش در مراتب ، حقائق مختلفه است ، كه در تفّهم علماى ربّانى از آن حقائق تعبير به حروف و علم حروف مىشود .
دروس معرفت نفس (فارسى) — صفحة 651 | حسن حسن زاده آملى