مناسبتى خاص است ، بلكه هر مصاحب را با مصاحبش . و باز به قول ملّاى رومى :
نَقل هر چيزى بود هم لائقش * لائق گلّه بود هم سائقش
و همچنين هر چيز را در هر نشأه حكمى خاص است و حقيقت و واقعيت آن در نشئات محفوظ است و صور آن متفاوت است . مثلا در معنى سجده دقت بفرماييد ، سجده غايت خضوع و تذلّل و انقهار و انطوا و فناى دانى در عالى است . سجدهء صورى بدن را بنگريد كه چه نحوه است تا به سجدهء روح تا به سجدهء ملائكهاى كه به فرمودهء امير عليه السّلام در خطبهء اولاى نهج البلاغه منهم سجود لا يركعون پس در هر نشأه طورى است .
قرآن كريم مىفرمايد :
وَ لَقَدْ عَلِمْتُمُ النَّشْأَةَ الْأُولى فَلَوْ لا تَذَكَّرُونَ
( واقعه 56 : 62 ) .
در تفسير صافى آمده است كه فى الكافى عن السّجّاد عليه السّلام : العجب كلّ العجب لمن انكر النشأة الاخرى و هو يرى النشأة الاولى . نشأهء اولى همين نشأهء دنياوى مشهود ماست .
قرآن كريم فرمود : اين نشاءه اولى را دانستهايد پس چرا متذكر نمىشويد . و امام عليه السّلام فرمود : تمام عجب از كسى است كه انكار نشأهء آخرت مىكند و حال اين كه نشأهء اولى را مىبيند .
ممكن است از اين آيت و روايت به چند وجه معانى لطيف و شريف استفاده كرد .
از آن وجوه اين كه نشأهء اولى مرتبهء نازله و مثال نشأهء اخرى است ؛ و به تعبير بسيارى از علماى فن ، صنم و ظل آنجاست ، پس چگونه از نظام احسن و صنع متقن عالم شهادت متذكر اصل آن نمىشوى و از ظاهر به باطن سفر نمىكنى ؟ !
و اگر چنانچه بين آن نشأه و اين نشأه سنخيّت اصل و فرع و علّت و معلول جارى نمىبود ، اين نشأه طريق وصول آن نشأه قرار نمىگرفت . چنان كه حضرت ثامن الائمه على بن موسى الرضا عليه السّلام فرمود : قد علم اولو الالباب انّ ما هنالك لا يعلم الّا بما هيهنا « 1 » .
هامش
( 1 ) . شرح اسماى متألّه سبزوارى ، ص 12 .