تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس معرفت نفس (فارسى) — صفحة 648

مساهمون:

ص٦٤٨
اشارت است به اسباب انهار اربعه كه در سورهء محمد صلّى اللّه عليه و إله ذكر شده كه
مَثَلُ الْجَنَّةِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ فِيها أَنْهارٌ مِنْ ماءٍ غَيْرِ آسِنٍ وَ أَنْهارٌ . . .
مِنْ عَسَلٍ مُصَفًّى
( محمد صلّى اللّه عليه و إله 47 : 15 ) اين بود كلام حكيم سبزوارى رحمه اللّه كه به اختصار نقل كرده‌ايم . ملاى رومى را در تجسّم اعمال و حشر هر كس به صورت افعال ، و اين كه اعراض به لون دگر جوهر متقرّر و متجسّم مىگردد ، و حشرها را اكوان گوناگون از كون دنيوى ، و كون برزخى ، و كون اخروى است ، و يك اصل محفوظ باقى است كه تشخّص به آن قائم است ، تفاوت ميانهء صور اين عالم و آن عالم به نقص و كمال است ، و امتيازها فرق مىكند ، و تشخّص و هويت در امتيازها محفوظ است ، و اين كه عرضها چون تكرار يافت از براى نفس جوهر و ملكات مىشوند و آن ملكات يا ملكها و يا شياطين مىشوند ، سخن بسيار است ؛ و در چندين جاى آن در اين امور بياناتى بلند دارد ، و از مواردى كه در مثنوى در اين مطالب هنرنمايى كرد در دفتر دوم است كه گويد :
روز مرگ اين حسّ تو باطل شود * نور جان دارى كه يارِ دل شود اين عَرَضها نقل شد لونِ دگر * حشرِ هر فانى بوَد كَونِ دگر وقت محشر هر عَرَض را صورتيست * صورت هر يك عَرَض را رؤيتيست
و فعلا نظر عمدهء ما اين است كه يك شئ را در عالم صورتى خاص است ، و در عين حال تشخّص و هويت او محفوظ است ، و به امتيازهاى گوناگون آن اصل فارد واحد محفوظ است ، و او را كونهاى دنيوى و برزخى و اخروى است ، و اكوان را تفاوت به نقص و كمال است و بين آنان مماثله و محاكات است كه انّ لكلّ ظاهر باطنا على مثاله ، و بين جزا و عمل موافقت است جزاء وفاقا . چون در اين سلسله افعال و جزاى هر يك تأمّل شود ، به وضوح مىپيوندد كه از تو رسته است ار نكويست ار بد است و ادراك معنى واقعى اين حكم كه « صورت زيرين ، اگر با نردبان معرفت بالا رود ، با اصل خود يكى مىشود » محقق مىگردد . پس اصل و فرع را با يكديگر
دروس معرفت نفس (فارسى) — صفحة 648 | حسن حسن زاده آملى