است كه حيوانات صور و مثل اعمال شما هستند .
متألّه سبزوارى ، در شرح مثنوى ، در بيان ابيات مذكور ، بعضى از مطالب بلند آورده است ، و ما به اختصار قسمتى از آن را نقل مىكنيم :
از تو رسته است اه - در حديث است : انّما هى اعمالكم تردّ اليكم . و اينها كه مىفرمايد احقاق تجسّم اعمال است كه محققين قائلاند ، و احقاق معاد جسمانى است كه ضرورى دين مبين است . و آنچه مولوى فرموده از لوازم لطفيّه و قهريّه همه جسم و جسمانى است ؛ چه ، جسم طويل و عريض و عميق است ، و اين در حور و قصور وحيّه و زنبور مثلا هست ؛ و همچنين در عوارض آنچه معتبر است ، از صورت و فعليت ، همه در كيفيّات محسوسهء آنها هست ؛ و شيئيّت شئ به صورت و فعليّت است . و تفاوت ميانهء صور اين عالم و آن عالم نيست مگر به تماميّت آنها و نقص اينها و به اين كه آنها اجسام و صور برزخيّه و اخرويّهاند و اينها اجسام و صور دنيويّهاند ؛ و اين تفاوت از خاصّيّات تفاوت نشآت است ، كه هر نشأه را خاصيّتى است كه اگر نبودى آن نشأه نشدى .
و علاوه بر بودن شيئيّت به صورت و فعليت ، بدان كه تشخّص به روح است ؛ و روح محفوظ است . چنان كه اينجا - با تفاوت عظيم به حسب اسنان اربعه از صبا و شباب و كهولت و شيخوخت - چون نفس ناطقهء او يك شخص از نفس است ، اين انسان جسمانى يكى است گو مراتب امتيازى داشته باشند ، كه تشخص و هويّت غير امتياز است .
ليك نبود فعل همرنگ جزا - ليكن مناسبتى مثل مناسبت معنى با صورت و روح با جسد هست ، مثل آن كه : چون حرص بر روح آدمى غلبه كند و ملكه شود ، شبيه مىشود آن روح به روح نمل ، و صور برزخيّهء نمال مناسب و اظلال آن ملكهء حرصيّه شوند . و چون انواع اذيّت غلبه كند و ملكه شود ، شبيه شوند آن ارواح به ارواح حيّه و عقرب و زنبور ، و اجساد مناسبهء آن ارواح اظلال آن ملكات شوند . و چون تكبر يا سبعيّت غلبه كند و ملكه شود ، صور شير و پلنگ ؛ و در حيله ، روباه ؛ و در سرقت فاره ؛ و در غضب ، سگ .
دروس معرفت نفس (فارسى) — صفحة 646
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص٦٤٦