سرگذشت انسان و بيان احوال و اطوار وجودى او در عوالم ابدى از اين نشأه است ، كه ريشهء آنها از اين نشأه است كه الدّنيا مزرعة الآخرة ، به عنوان نمونه ، اين دو واقعه را از سفرنامهء رسول الله صلّى اللّه عليه و إله به اختصار و اجمال نقل مىكنيم و تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل .
فرمود :
در شب اسراء قومى را ديدم كه لبهايشان با قيچيهاى آتشين قيچى مىشود و به دور ريخته مىشود . گفتم : اى جبرئيل اينان چه كسانىاند ؟ گفت : خطباى امت تواند كه مردم را به نيكى امر مىكنند و خودشان را فراموش مىكنند « 1 » .
و نيز فرمود :
شخصى را ديدم كه پشتهاى را مىخواهد به دوش بگيرد ، نمىتواند . باز به اين سو و آن سو مىرود و چيزهايى فراهم مىكند ، و بر روى پشته مىنهد ، و باز مىخواهد آن را حمل كند قادر نيست ، و هكذا . گفتم : اين چه كسى است ؟ گفت : كسى كه مال از مردم قرض گرفته ، هنوز آن را تأديه نكرده از ديگرى باز مالى قرض مىكند ، و هكذا .
اگر اين دو واقعه را مثلا كسى در خواب مىديد و براى تعبير آن به حضور رسول الله صلّى اللّه عليه و إله مشرّف مىشد و تعبير مىخواست ، تعبيرش همان بود كه جبرئيل در جواب گفت : ملاحظه بفرماييد كه ارتباط عوالم با هم چگونه است . اين خواب است و آن معراج ؛ و روح ، در خواب و بيدارى و در همه حال و در هر عالم ، مظهر
لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ
( بقره 2 : 255 ) است .
انسان در اين زندگى اجتماعى و تمدّنى كار مىكند و پاداش مىگيرد ، و به كار مىگيرد و پاداش مىدهد ، اين كارها را با پاداششان چه مناسبت است ؟ مثلا اين براى آن نجّارى مىكند و آن براى اين بخارى مىسازد يا به او پول مىدهد ، چه مناسبتى بين
هامش
( 1 ) . قال صلّى اللّه عليه و إله رايت ليلة أسرى بى الى السّماء قوما يقرض شفاهم بالمقاريض من نار ثمّ يرمى . فقلت يا جبرئيل من هؤلاء ؟ فقال خطباء امّتك يأمرون النّاس بالبّر و ينسون انفسهم و هم يتلون الكتاب افلا يعقلون . ( ارشاد القلوب ديلمى ، تصحيح مرحوم استاد شعرانى ، آخر باب اوّل ، ص 11 ) .