تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس معرفت نفس (فارسى) — صفحة 639

مساهمون:

ص٦٣٩
الاصول و عليكم ان تفرّعوا ( مجمع البحرين طريحى ، مادّهء ف ر ع ) ؛ و همچنين در ساير فنون و حرف و صنايع . من باب مثال ، در فن رياضى ، كتاب اصول اقليدس را از اين روى اصول گويند كه اصول همهء مسائل هندسه و حساب است ، يعنى همهء آنها اقامهء برهان در تنصيف زاويه است ، و اگر موردى پيش آمد كه نياز به تثليث زاويه داريم در تثليث زاويه شكلى مستقل در اصول نيست بلكه بايد آن را با استبانه از اشكال ديگر تحصيل كرد ، يعنى تثليث زاويه از فروعى است كه بايد از آن اصول استخراج شود و مبرهن گردد . در رؤياى عالم خواب و تعبير آن تأمل بفرمائيد ، ببينيد ارجاع صور و اشكال و احوال عالم خواب به اصول آنها چگونه است . معبّر خواب را از اين رو معبّر مىگويند كه انسان را از صورت ظاهر آنچه در عالم خواب ديده شده به باطن آن عبور مىدهد . چرا خوابى كه ديده‌ايد به سراغ معبّر مىرويد تا شما را از صورت خواب عبور دهد و به اصل آن برساند ، ولى در بيدارى اين همه صور بوالعجب را مشاهده مىكنيد به سراغ معبّر نمىرويد تا به اصل آنها راه يابيد ؟ اين تبعيض از كجا پيش آمده است ؟ همانطور كه رؤياى عالم خواب را اصلى است كه به صورتى در آمده است و معبّرى بايد تا از صورت زيرين عبور دهد و به اصل آن برساند ، همچنين هر يك از مشهودات عالم بيدارى ما را اصلى است كه صورت زيرين اگر با نردبان معرفت « بر رود بالا همان با اصل خود يكتاستى » . شما به وقايع و حوادثى كه برخورد كرده‌ايد ، تفحّص مىكنيد و تجسّس مىنماييد كه از كجا پديد آمده است و علّت پيدايش آن چه بوده است . اين صورت واقعه و حادثه را اصلى است كه با آن يك نحو سنخيّت دارد . به هر چه مىنگريد ، از تطور جمادات و نباتات و حيوانها و انسانها و . . . ، همه را اصلى است كه مبدأ پيدايش آنهاست . اين جملهء بسيار بلند عرشى ملكوتى برهان الحكما امير المؤمنين على عليه السّلام را