تعالى و تعيّناتها الذاتيّة و ما يعقلها الّا العالمون باللّه الّذين يعرفون تأويلها و يعبرون عن صورها الى حقائقها و هو الموفّق .
رؤياى عالم خواب و تعبير و ارجاعش به اصل و واقع آن ، براى تفهيم اين كه « صورت زيرين به بالا رود ، با اصل خود متّحد است » يكى از نمونههاى بارز آن است .
اگر به تعبير بعضى از خوابها و مناسبت آن با صورت اصلى آن بپردازيم ، براستى شگفتآور است كه تطوّرات ظهور يك چيز در چند موطن چگونه است .
به همين مثابت خواب و تعبير ، در عمل و جزا تأمل بفرماييد . به مبناى عقلى و نقلى ، علم و عمل انسان سازند . و جزا موافق عمل است ، و به تعبير قرآن كريم
جَزاءً وِفاقاً
( نبأ 78 : 27 )
وَ لا تُجْزَوْنَ إِلَّا ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ .
( يس 36 : 54 ) « وفاق » مصدر دوم باب مفاعله است از « وفق » ؛ و مفاعله بين دو چيز است يعنى عمل را با جزا و جزا را با عمل موافقت است . و آيهء دوم فرمود همانى را كه عمل مىكرديد جزاى شماست . و فرزندان ناصالح را عمل غير صالح خواند :
إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صالِحٍ
( هود 11 : 46 ) .
كوتاهى سخن اين كه ما زرع و زارع خودمان هستيم ، و تمام لذّات و آلام ما مطلقا ، چه بيدارى و چه در خواب و چه در عوالم بعد از اين نشأه ، همگى انحاء ادراكات ماست .
قرآن مجيد جزاى بعضى از اعمال انسان را بيان فرمود . مثلا كسانى كه مال يتيم را به ستم مىخورند ، در باطنشان آتش مىخورند :
إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوالَ الْيَتامى ظُلْماً إِنَّما يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ ناراً وَ سَيَصْلَوْنَ سَعِيراً .
( نساء 4 : 10 ) چه مناسبتى ميان اكل مال يتيم در ظاهر و خوردن آتش در باطن ؟
در روايات ما از زبان ائمهء هداة مهدييّن ، كه ترجمان قرآناند ، در جزاى اعمال بياناتى است كه خواصّ هم ، در بسيارى از موارد ، در فهم مناسبات آن عاجزند .
ما سخن از معراج جناب رسول الله صلّى اللّه عليه و إله را مىشنويم و روايات معراجيّه را مىخوانيم ، ولى به اسرار آن پى نبردهايم ، و ندانستهايم كه روايات معراجيّه سفرنامهء رسول الله صلّى اللّه عليه و إله است ، و آنچه كه در آن سفر ملكوتيش بيان فرموده است ، همه ،