بتپرستان در بناى هياكل و تصوير اصنام نظرشان آن بود ، پس انبياء با اين عمل مخالفت مىورزيدند و با بتپرستان مىرزميدند و آنان را در اعمالشان سرزنش و نكوهش مىكردند ، و حال اين كه صورت و سيرت اعمالشان چنان است كه ما مثلا در كنار تربت پيغمبر و امام و ديگر اوليا مىباشيم و هيچيك از ما آن بزرگان را معبود خود نمىدانيم بلكه مىخواهيم از روحانيّت آنان استفاده كنيم و آنان را وسائل تقرّب الى اللّه قرار دهيم ؟
جواب اين سؤال را به چندين وجه مىتوان داد ؛ و فعلا به برخى از وجوه به اختصار اكتفا مىكنيم : اوّلا آن هياكل معابد و مساجد بودند كه اگر احيانا صورت مجسّمه و غير آن را در آنها مىبردند ، چنان است كه در مساجد ما گاهى تمثالهايى از بزرگان دين و مذهب مشاهده مىشود . و ثانيا هياكل طلسمات اماكن اعمال فنون علمى و نتيجهگيرى علوم تجربى بود . و ثالثا شما در زمان خود ، پيش از انقلاب جمهورى اسلامى ، به چشم خود مشاهده كردهايد كه ايران را بت و بتپرستى فرا گرفته بود و در هيچ شهر و آبادى نبود كه در ميدانها و چهار راهها و مراكز ديگر آنها مجسمههاى افراد پليد كه جائرانه بر اين ملّت حكومت مىكردند ، نباشد ؛ و چه شهوتها و خواستههاى نفسانى به صورت اين مجسمهها مجسم شده بود كه جز ياد حقيقت همه چيز در اين مجسمه بازيها بود . و در كنار هر مجسمهاى افرادى مسلّح ، كه از مال ملت حقوق كلان مىگرفتند ، با خود ملت در نبرد و ستيز بودند .
و بالاخره ديدهايد كه در پاى اين مجسمهها چه خونهاى مردم الهى ريخته شده است . و شما مىدانيد كه كار ترويج بتپرستى را به جايى كشانده بودند كه خريد مجسمهها را بر مردم تحميل مىكردند كه در هر مغازه بايد نيم تنهء سر و گردن بت يا بت بچهاى در معرض عام قرار گيرد . و چيزى نمانده بود كه بتپرستى دين و آيين گردد . چنان كه در زمان ابراهيم خليل عليه السّلام چنان شده بود ، كه به آنان فرمود :
أَ تَعْبُدُونَ ما تَنْحِتُونَ
( صافات 37 : 95 ) آيا اين نحو بتپرستى با كنار تربت اولياء الله رفتن و از ارواح پاك آنان استمداد كردن و با سير و سلوك روحانى به ديار مرسلات سفر كردن